مهدی عباسی مهر

نظراتم درباره علم، فناوری اطلاعات، فرهنگ و سیاست
خانه / اندیشه / انقلاب فرهنگی دوم و نقش علوم انسانی
Avatar for

انقلاب فرهنگی دوم و نقش علوم انسانی

روزنامه جوان

روزنامه جوان

يكى از مشكلات نظام آموزش عالى ايران نمونه بردارى از الگوهاى غربى است كه در ذات خود داراى تضاد با فرهنگ ايرانى اسلامى مى باشد. براى رهايى از اين مشكل و دستيابى به پيشرفت واقعى و همه جانبه كشور، نيازمند سيستمى آموزشى مطابق با فرهنگ بومى خود هستيم. اما به راستى وزارت علوم دولت دهم در اين خصوص چه وظيفه اى بر عهده دارد؟ آنچه در پى مى آيد حاصل گفت وگوى مهدى عباسى مهر، دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت با خبرنگار «جوان» است.


اگر موافقيد از انتظارات و مطالبات شما از وزير علوم دولت دهم شروع كنيم.
با روى كار آمدن هر وزير يكسرى مطالبات كلى نسبت به آن مطرح مى شود كه بعضاً خواسته هاى صنفى و راه حل هاى زودگذر هستند. اما كسى در خصوص آنچه كه بايد به طور مبنايى و اصولى شكل بگيرد، سخنى نمى گويد. آيا دولتى با پشتوانه ۴۰ ميليون راى دهنده و داراى ۲۴ ميليون راى مستقيم نبايد در خصوص آموزش عالى كشور فكرى جدى و اقدامى بنيادين كند تا بنايى سالم و رفيع را بنيان نهد؟ آيا در حال حاضر آموزش عالى ما پاسخگوى نيازهاى كشور است؟ آيا صرف انتخاب وزير علوم كافى است؟ تعيين وزير علوم كارآمد مهم است اما به تنهايى نمى تواند آرزوها و مطالبات تاريخى جامعه ايرانى را برآورده سازد.
به لحاظ تاريخى چگونه مى توان نظام آموزش عالى كشور را تحليل و بررسى كرد؟
جامعه ايرانى از قرون گذشته حتى قبل از اسلام داراى يك مشى فرهنگى و نظام آموزشى كاملاً مشخص و متعالى بوده كه جايگاه برجسته اى در جامعه دوران خود داشته است. در گذشته پيشرفت و ارتقاى فرهنگ اسلامى و ايرانى كاملاً مشهود بود و ساير جوامع با حسرت و ايرانيان با افتخار بدان مى نگريستند. بعد از اسلام مدارس علمى دينى محوريت آموزش و فرهنگ را در جامعه ما به دست گرفتند و نقش تاثيرگذارى در تصميم سازى براى كشور ايفا كردند و اين نقش آفرينى در دوران صفويه به اوج خود رسيد. در اين مدارس همه نوع علوم تدريس مى شد و به خوبى پاسخگوى نيازهاى عصر خود بود. در دوران قاجار شاهد يك ركود تاريخى در عرصه توليد علم در ايران شديم كه البته با اقدامات اميركبير روح جديدى در آن سيستم دميده شد و اگر اقدامات وى ادامه مى يافت باعث ارتقاى سطح علم و دانش در كشور مى شد اما با شهادت او و حضور پادشاهان سفاك و ويرانگر قاجار، مديريت آموزشى رها و كشور دچار عقب ماندگى هاى مزمن شد.
آيا كشورهاى استعمارى نيز در ايجاد يا تداوم اين عقب ماندگى هاى مزمن نقش داشتند؟
در دوره پهلوى نقش از پيش تعيين شده استعمار انگليس در مورد ايران به اجرا در مى آيد و مدارس دينى به شدت سركوب شده و نسخه اى غربى براى نظام آموزشى ايران پيچيده مى شود و در اين راستا دانشگاه كه تا آن زمان براى جامعه ما ناشناخته بود تشكيل مى شود. در اين دوران حتى معمارى دانشگاه هاى ما غربى است همچون معمارى برخى از دانشكده هاى دانشگاه تهران كه بر گرفته از معمارى آلمان نازى مى باشد. در اين فضا هيچ رنگ و بويى از معمارى ايران اسلامى مشاهده نمى شود. در آن مقطع دانشگاه ها در رشته هاى علوم فنى و پزشكى تا حدودى فعال عمل كردند ولى در رشته هاى علوم انسانى و اجتماعى توليدى متناسب با نيازهاى واقعى جامعه و مبتنى بر فرهنگ كشور صورت نگرفت. اندك توليدات آن نيز مارك ضد دينى داشت و موضع گيرى حوزه هاى علميه را به دنبال آورد. در اين دوران استعمار انگليس با دقت و موذى گرى تز شكاف ميان روشنفكران و روحانيون را دنبال كرد.
نيروهاى مذهبى و انقلابى در اين دوره چه اقداماتى را سامان دادند؟
در اين فضا يك تفكر جديد شكل گرفت؛ زمانى كه آيت الله بروجردى شاگردانى را با تفكر جديد پرورش داد شخصيت هايى همچون امام خمينى(ره) و ياران برجسته ايشان رويكرد نوينى نسبت به دانشگاه و جامعه در پيش گرفتند و دانشگاه و حوزه را دو بازوى قدرتمند جامعه ايرانى يافتند. شاگردان برجسته امام(ره) همچون مطهرى و مفتح با وجود حرف و حديث هاى فراوان به دانشگاه رفتند و صاحب كرسى تدريس شدند و زمينه فراگير شدن گفتمان انقلاب اسلامى را در بين نسل جوان دانشجو پايه گذارى كردند. در حسينيه ارشاد يك روحانى و يك كت و شلوارى در كنار يكديگر به مبارزه عليه استبداد براى رهايى كشور پرداختند. در اين دوران دوباره جامعه ايرانى همچون گذشته تاريخى خود به وحدت در تصميم گيرى هاى فرهنگى رسيد؛ يعنى بازگشت به عامل مهمى كه همواره باعث پيروزى و ارتقاى جامعه ايران اسلامى بوده است.
اين وحدت نقطه اوجى هم داشت؟
نقطه اوج اين وحدت را در جريان انقلاب پيروزمند اسلامى شاهد هستيم، پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز رهبر انقلاب استراتژى وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح و دنبال مى كنند. اما آنچه كه مورد نظر امام خمينى(ره) بود يعنى وحدت عينى و واقعى حوزه و دانشگاه شكل نگرفت و حتى انقلاب فرهنگى هم به يكسرى فعاليت هاى محدود منتهى شد و نتوانست به اهداف عاليه خود برسد و در نتيجه دوباره اختلافات دامن زده شد. اين چالش در آستانه دهه چهارم انقلاب هنوز ادامه دارد.
در حوزه علوم انسانى چه مشكلات و موانعى وجود دارد؟
در حوزه علوم انسانى با دو مشكل اساسى روبه رو هستيم، از يكسو به توليدات دانشگاه ها در اين حوزه توجهى نمى شود و از سويى هنوز اساتيد اين حوزه قبول نكرده اند كه توليداتشان پاسخگوى نيازهاى جامعه ايران نيست. وقتى دانشجوى علوم سياسى ما در دوران تحصيل كتاب هاى ۱۰۰ سال پيش غرب را مى خواند و پس از فراغت از تحصيل با مشكل بيكارى مواجه مى شود نتيجه آن توليد ضد انقلاب به دست وزارتخانه انقلاب است.
اين مشكلات با انتخاب يك وزير علوم كارآمد تا چه اندازه قابل برطرف شدن است؟
البته حضور وزيرى عالم، كارآمد، مدير و مدبر در راس وزارتخانه علوم، تحقيقات و فناورى تا حدودى مى تواند مؤثر باشد ولى تا بطن و متن حوزه و دانشگاه به اين باور نرسند كه براى پيشرفت و تعالى به يكديگر نيازمندند همين ماجراها در مملكت تكرار خواهد شد. شايد بتوان عقب ماندگى در حوزه هاى فنى و پزشكى را به مرور جبران كرد اما اگر ۱۰ سال توليد و تئورى فرهنگى نداشته باشيم، ۱۰۰ سال عقب مى افتيم، چون يك نسل از دست مى رود، نسلى كه خود بايد نسل بعدى را بسازد و اين سير قهقرايى ادامه مى يابد. در دهه ۷۰ به عينه اين شكاف بين نسل ها را مشاهده كرديم. اصولاً دولت ها هيچ وقت برنامه فرهنگى براى جامعه ما نداشتند البته اين ايرادى است كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مجلس شوراى اسلامى را هم شامل مى شود. در كشور ما حدود ۱۸ نهاد كاملاً و مستقيماً در عرصه فرهنگ مؤثر هستند و حدود ۱۲۰ نهاد به طور غيرمستقيم در اين عرصه تاثيرگذارند، همه با اقشار گوناگون جامعه ارتباط برقرار مى كنند اما برنامه مدون و مشخص ندارند كه اين نابسامانى فرهنگى نيز به حوزه و دانشگاه بر مى گردد. اگر تعاملات اجتماعى دچار انفكاك شود و بهره ورى فرهنگى به حداقل برسد جريان سومى شكل خواهد گرفت و در آن صورت رسانه ها و توليدات فرهنگى غرب جاى توليدات دانشگاهى و حوزوى ما را خواهد گرفت.
ارزيابى شما از عملكرد وزارتخانه هاى فرهنگى دولت نهم چيست؟
دولت نهم بدترين نمره را در حوزه فرهنگ و آموزش عالى مى گيرد، چرا كه در اين حوزه فاقد برنامه مشخص و كارآمد بوده است و لذا دولت دهم اگر بخواهد تحول انقلابى ايجاد كند بايد به سمت كارهاى ريشه اى برود. البته رئيس جمهور خود به اين واقعيت اذعان دارد اما متاسفانه در حلقه مشاوران ايشان صاحبنظران علوم اجتماعى و سياسى وجود ندارند.
چه راهكارهايى را در اين مقطع پيشنهاد مى كنيد؟
امروز بايد بستر واقعى تحول در حوزه و دانشگاه به وجود آيد كه بارها مورد اشاره رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفته است. بايد به سمت بازنگرى در علوم انسانى و به سوى وحدت حوزه و دانشگاه پيش رفت. اگر نتايج اين ظرفيت هاى متراكم در يك كانون متمركز شود موجب بالندگى جامعه و نظام جمهورى اسلامى خواهد شد آنگاه هم فرهنگ جامعه ما از توليدات اسلامى و بومى آن بهره مى برد و هم ساير نظام هايى كه در تقابل با فرهنگ غرب قرار دارند سيراب مى شوند.
وزارت علوم دولت دهم چه اقداماتى را بايد در اين حوزه به انجام برساند؟
حال با اين توضيحات تاحدودى هم وظيفه وزارت علوم دولت دهم مشخص است و هم ويژگى هاى وزير علوم آينده. وزير علوم آينده بايد به اين مسائل اصلى باور داشته باشد و براى ايجاد تحول حقيقى داراى توانايى باشد نه اينكه در سخنان خود مدام به موضوعات صنفى و تعداد دانشجو و دانشگاه بپردازد. بايد كيفيت را سرلوحه فعاليت ها قرار دهد و برنامه و روندى كاملاً شفاف و علمى براى مراكز آموزش عالى كشور طراحى كند. در كشور نبايد چندين مدل آموزشى و سياست هاى دوگانه در پيش گرفته شود. نبايد دانشگاه هاى دولتى يك مدل آموزشى و دانشگاه هاى آزاد مدل ديگرى را در دستور كار خود قرار دهند يا در دانشگاه هاى تهران به گونه اى عمل شود و در شهرستان ها طور ديگرى. بايد آموزش عالى كشور مدل استاندارد واحد، طراحى و به اجرا گذارد. نوآورى باشد ولى نه آنكه اختلاف سلايق و عقايد باعث از هم گسيختگى آموزش عالى كشور شود و آن را آفت زده كند. اساتيد رشته هاى علوم انسانى و اجتماعى نيز بايد جايگاه اين رشته ها را براى افكار عمومى تبيين كنند. سخنان و توليدات علمى در حوزه علوم انسانى نبايد با باورها و اعتقادات مردم در تضاد باشد در اين حالت است كه اين رشته ها از مهجوريت خارج و مردم به آنها علاقه مند مى شوند. در اين عرصه بايد انقلابى عمل كنيم. براى انقلاب فرهنگى دوم بايد به سمت انقلاب درونى پيش رفت كه نتيجه آن رشد و شكوفايى جامعه خواهد بود. دولت دهم بايد به سمت اصلاح ساختارى نظام آموزش عالى و تصحيح متون درسى پيش برود.
در خصوص شوراى عالى انقلاب فرهنگى چه پيشنهادى داريد؟

بايد نسل هاى جديد و دانشجويان فرهيخته به تركيب شوراى عالى انقلاب فرهنگى راه يابند تا در آنجا نظرات خود را صراحتاً مطرح كنند. اكنون اين شورا ارتباط مؤثر و مستمرى با اساتيد و دانشجويان و با بطن دانشگاه ندارد. شورا بايد بين سازمان هاى فرهنگى وحدت رويه نهادى به وجود آورد.
به طور مشخص در اين عرصه چه انتظاراتى از رئيس جمهور داريد؟
دكتر احمدى نژاد بايد يك تيم فرهنگى قوى به كابينه بياورد. وزراى علوم، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامى و معاونت علمى رياست جمهورى بايد كاملاً منسجم و هماهنگ عمل كنند. نبايد سياست هاى آنها در تضاد با يكديگر باشد چرا كه در اين حالت خود به خود دچار اصطكاك مى شوند و تاثير منفى آن در آينده جامعه خود را نمايان مى سازد همچنان كه اكنون شاهد تبعات منفى برخى سياست هاى فرهنگى دولت سازندگى و اصلاحات در جامعه هستيم. دولتمردان و شخص رئيس جمهور بايد حضور خود را در دانشگاه هاى كشور بيشتر كنند ولو اينكه مورد انتقاد قرار گيرند. دكتر احمدى نژاد خود فردى دانشگاهى و داراى سوابق فعاليت دانشجويى است و از اين منظر جامعه دانشگاهى انتظار بيشترى از ايشان دارد. ملت با راى بالاى خود به رئيس جمهور، ظرفيت عالى و بى نظيرى را براى دولت به وجود آورد؛ البته با مشاركت ۸۵ درصدى و راى ۲۴ ميليونى، دولت بيشتر زير ذره بين افكار عمومى قرار دارد. اين دولت حق برداشتن گام اشتباهى را ندارد. امروز همه به خصوص دانشگاهيان با دقت منتظر اقدامات دولت دهم هستند. ما دانشجويان جنبش دانشجويى ايران اسلامى نيز در اين عرصه براى همراهى با دولت اعلام آمادگى مى كنيم، بايد دست از دعواهاى ويرانگر برداشت. جامعه نيازمند حل ريشه اى مشكلات و حركت به سمت پيشرفت و عدالت است.

____________________________________________________

پیوست :

روزنامه جوان –  صفحه دانشجو

دانشگاه ها بسته های وارداتیعلوم انسانی را تدریس می کنند