مهدی عباسی مهر

نظراتم درباره علم، فناوری اطلاعات، فرهنگ و سیاست
خانه / اندیشه / درباره حماسه ۲ خرداد
Avatar for مهدی عباسی مهر

درباره حماسه ۲ خرداد

حماسه 2 خرداد

به نظرم آن چیزی ۲ خرداد را از منظر رهبر انقلاب یک حماسه کرده است، بیداری عمومی و خیزش عمومی مردم علیه یک سری تصمیم سازی ها بین یک عده خواص بود. البته شاید بتوان بعد از گذشت ۱۲سال نقدهایی به آن کرد و البته نقدهایی هم به آن وارد است ولی این نقدها به واسطه این است که مردم اعتماد کردند به یک فردی که فکر می کردند این فرد در خارج از حلقه یکسری افراد خاص در انتخابات حضور پیدا کرده و از این جهت یک حماسه بزرگ بود و مردم بدین امید پای صندوق های رای آمدند که شاهد حضور یه عده افراد خاص، که مرتب چرخش مدیریت عموما بین این افراد خاص بود، نباشند و در گام بعدی شاهد یک تحول مدیریتی و بازگشت به سمت آرمان های واقعی انقلاب اسلامی باشند.

شعارهایی هم که در دوران ۲ خرداد مطرح شد که عمده شعارهای واقعی مردم بود، البته بگذریم از شعارهایی که در وصف آزادی داده شد ولی در مناطق مختلق کشور شعارها همراه با دغدغه های مذهبی مردم بود و از زاویه دید مذهبیون به انتخابات نگریسته شده بود. در آن دوران بحث مخالفت یا مقابله با مدیریت دوران سازندگی هم مطرح بود و شاید مردم برای این موضوع پای صندوق های رای که ۲۰ میلیون رای وارد صندوق ها کردند، حضور پیدا کردند. دوم خرداد یک حماسه فراموش نشدنی است چرا که بعد از دو دوره انتخابات ریاست جمهوری که با آرای نه آنچنان شکوهمند رئیس جمهور انتخاب شده بود شاهد آن بودیم رئیس جمهوری با آرای بالا دولت را تشکیل داد و این یک پشتوانه ای بود برای انقلاب اسلامی. این نگرش به انقلاب اسلامی باعث می شود حضور مردم همیشه پر رنگ باشد. با این نگاه در انتخابات دوره نهم هم دیدیم که حضور مردم خیلی پررنگ و انتخابات دهم هم که یک رکورد شکنی محسوب می شد.

در آن موقع مردم واقعا باور می کردند که عده ای آمده اند که در برابر جریان سازندگی ایستادگی کنند و با توجه به سابقه هایی که برخی از این آقایان در دولت های گذشته در زمان دفاع مقدس و در زمان رهبری امام راحل داشتند، مردم این اعتماد کردند اما با گذشت زمان مردم متوجه شدند که اینگونه نبوده است. مردم به مرور زمان و در طول ۸ سال دولت آقای خاتمی علی الخصوص مواضع آقای هاشمی رفسنجانی و کرنش های آقای خاتمی نسبت به مواضع آقای هاشمی، متوجه شدند که بحث پیشرفت و رسیدن به سرمنزل واقعی برای جمهوری اسلامی با اعتماد به چپ و راست شدنی و عملی نیست، که اوج این باور در انتخابات دوره نهم بود. اوج، چون آقای احمدی نژاد در برابر نماد سازندگی و ۱۶ سال مدیریت پس پرده جریان های سیاسی صف آرایی کرد و در پس این صف آرایی اعتماد عمومی به سمت فردی جلب شد که خودش را محصور در این زد و بندها و باند بازی ها نمی دید.

احمدی نژاد خود را در راست و چپ تعریف نمی کرد. بحث دوم خرداد بود که مردم را به این واقعیت نزدیک کرد، به نظرم این تغییر نگرش و این انقلاب درونی و فکری مردم ایران اتفاق نمی افتاد مگر با کسب این تجربه ها. مردم به شخصی رای دادند که خود را در این دوقطبی تعریف نمی کرد و یقینا در آینده هم همین طور خواهد بود.

۲ خرداد، ۳ تیر، ۲۲ خرداد هیچ موقع به اسم افراد تمام نمی شود. ما در مسیر انقلاب اسلامی حرکت می کنیم که بنیان گذار انقلاب آن را تبیین کرده است. شاید فردی در برهه ای این پتانسیل با ارزش را کسب بکند ولی نمی توانیم این پتانسیل را به  نام آن کسی که آن را کشف کرده تمام کنیم، چون این پتانسیل قبلا توسط فرد دیگری خلق شده است. هم افزایی های امت و رهبر باعث شد همچین ظرفیت هایی بوجود بیاید و مدیران ما غافل شوند یا بعدا بیایند سوءاستفاده کنند. یقینا۲۲ خرداد هم همین طور است.

اگر رهبر انقلاب بعد از انتخابات ریاست جمهوری می فرماید پیروز این انتخابات مردم بودند، این پیام روشنی دارد ایشان در سایر دوره های انتخابات هم پیروز واقعی انتخابات مردم معرفی می کردند که می آیند و جامعه جهانی را متوجه ظرفیت خود می کنند ولی اینکه ما بگوئیم پس ۲ خرداد یک حماسه است و سید محمد خاتمی صاحب این حماسه، نه اینگونه نیست.

سید محمد خاتمی به او در ۲ خرداد اعتماد شد و رای آورد و تنفیذ شد از سوی امام ملت که بیاید و خدمت کند به واسطه آن شعار ها و برنامه هایی که داشت.  سید محمد خاتمی یک سری شعار هایی را مطرح کرد ولی در عمل آن شعارها را عملی نکرد و مردم هم که به فرموده امام خمینی(ره) حتی عقد اخوت با امام هم نبسته اند، به یک فردی مثل سید محمد خاتمی که با هزینه این ملت بزرگ شد و با هزینه این ملت صاحب تجربه شد و با هزینه ملت صاحب فکر شد هم عقد اخوت نبسته اند و یقینا آقای احمدی نژاد هم همین گونه خواهد شد که اگر در مسیر واقعی این انقلاب گام برندارد مطمئن باشد که مردم با وی عقد اخوت نبسته اند و آن قدر ظرفیت ها در این مملکت هست که مردم سعی می کنند از آن ظرفیت ها استفاده کنند تا سو مدیریت ها را برطرف کنند و این حکومت که صاحبان واقعی اش هستند را به سرمنزل واقعی اش برسانند. دوم خرداد و این چهار ساله های ریاست جمهوری ما در عین حالی که آسیب هایی برای خودش داشت، آسیب هایی وارد کرد، هزینه هایی وارد کرد ولی تجربه های گرانبهایی برای مردم به وجود آورد. مردمی که در ۱۸ تیر صاحب این تجربه می شوند دیگر اجازه نمی دهند در سال ۸۸ به معنای واقعی فتنه عملی شود، خودشان می آیند و در صحنه حاضرمی شوند و شما این حضور در صحنه مردم را به واسطه تجربه در آن دوران بدانید و همچنین باید مد نظر قرار داد که انقلاب اسلامی در حال یک تحول دوباره است که از یک نسل مدیران عبور می کند و به نسل های جدید اعتماد می کند یقینا اتفاقاتی که در در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی رخ داد و نیز در دوره آقای احمدی نژاد معلول این واقعیت بزرگ بود که ملت ایران به سمتی می روند که به ظرفیت های جدید اعتماد می کنند و متوقف نسل های اول و دوم انقلاب نشوند.