<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دست نوشته های مهدی عباسی مهر</title>
	<atom:link href="http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://abbasimehr.ir/blog</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 16 Aug 2010 20:41:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>خاطره یک تحکیمی از دوران دانشجویی خود</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=867</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=867#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 14:31:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی عباسی مهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات احمدی نژاد از دوران دانشجویی خود]]></category>
		<category><![CDATA[دفتر تحکیم وحدت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=867</guid>
		<description><![CDATA[همانگونه که مطلع شدید، هفتم مردادماه (پنجشنبه دو هفته پیش) بعد از چند سال فرصتی پیش آمد تا اعضای دفتر تحکیم وحدت؛ دیداری را با رئیس جمهور داشته باشند.  جلسه ای که فرصتی شد برای اعضای این اتحادیه دانشجویی که بتوانند  نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را به طورمستقیم با رئیس جمهور در میان بگذارند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همانگونه که مطلع شدید، هفتم مردادماه (پنجشنبه دو هفته پیش) بعد از چند سال فرصتی پیش آمد تا اعضای دفتر تحکیم وحدت؛ دیداری را با رئیس جمهور داشته باشند.  جلسه ای که فرصتی شد برای اعضای این اتحادیه دانشجویی که بتوانند  نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را به طورمستقیم با رئیس جمهور در میان بگذارند.</p>
<div id="attachment_869" class="wp-caption aligncenter" style="width: 610px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/ahmadinejad1.jpg"><img class="size-full wp-image-869" title="ahmadinejad1" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/ahmadinejad1.jpg" alt="دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور" width="600" height="400" /></a><p class="wp-caption-text">دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور</p></div>
<p>از حاشیه های جلسه که در رسانه ها به آن پرداخته شد، که بگذریم،  آنچه برای بنده نوعی که مدتی در کسوت عضویت شورای مرکزی و دبیر تشکیلاتی اتحادیه بوده ام، در این جلسه به چشم می خورد و حائز اهمیت بود، روایت رئیس جمهور از دوران دانشجویی، علی الخصوص از دوران عضویت خود در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بود.</p>
<p>بد نیست بدانید که آنچه به عنوان حاشیه های جلسه رئیس جمهور با اعضای دفتر تحکیم وحدت در برخی رسانه ها انتشار یافت تنها ذره ای بود در برابر انبوهی از مطالب گفته شده و شنیده شده است که  شاید در آینده انتشار یابد.</p>
<p>شاید شما و سایر دوستان اطلاع نداشته باشید که محمود احمدی نژاد دانشجوی رشته راه و ساختمان، نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران در اتحادیه و عضو اولین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال ۵۸ بوده است.</p>
<p>برای ثبت در اذهان و به علت عدم انتشار این مطلب از سوی نهاد ریاست جمهوری و همچنین صداوسیما، وظیفه می دانم این خاطره را برای آشنایی نظرات و آراء دکتر در دوران دانشجویی شان منتشر نمایم.</p>
<p>اما دکتر چه گفت :</p>
<p>اصل صحبت های آقای رئیس جمهور در دیدار پنجشنبه گذشته به این محور بر می گشت که ایشان نیاز امروز تشکل های دانشجویی را روزآمدی و بروز بودن آنها می دانست و این انتظار را داشت که انتقاد و پیشنهادات خود را با توجه به نیازها و مقتضیات زمان حال و در مقایسه با اهداف والا و کمال منتشر نمایند و برای اینکه نظر خود را برای بچه ها ملموس کند به خاطره ای از دوران دانشجویی و شورای مرکزی خود پرداخت.</p>
<p>ایشان به دیدار یکی از اشخاص سرشناس در سال ۵۸ با اعضای شورای مرکزی تحکیم در جلسه ای که خودشان در آن حضور نداشته بودند اشاره کرد و گفت : آقای فلان در آن جلسه که بنده در آن به دلیلی نتوانسته بودم حضور یابم، با اشاره به مشکل خوانین در ایران و اثرات سوء آن، گفته بود که اگر بساط خان ها و ظلم و بیداد آن ها در ابتدای انقلاب برچیده نشود، در آینده اثری از انقلاب نخواهد ماند و برای درک بهتر آن خبرهای تاسف برانگیزی را به بچه ها داده بود و آنها را طوری سر شور و هیجان برای حذف این پدیده آورده بود که در جلسه بعدی که بنده حضور داشتم نتواتسم شورا را قانع کنم که امروز ضرورت این موضوع با همه اهمیتش در درجه دوم است و با صحبت ها و بحث ها، تصمیم شورا بر آن شد که دو نفر به نمایندگی از شورا با مرحوم آیت الله شهید بهشتی به عنوان نماینده شورای انقلاب جلسه ای داشته باشند و طرح تحکیم را با ایشان در میان بگذارند و در صورتی که شورای انقلاب طرح را نپذیرفت آن شورا را به واسطه فشار مردم و دانشجویان تهدید به تصرف نمایند.</p>
<div id="attachment_870" class="wp-caption aligncenter" style="width: 610px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/ahmadinejad2.jpg"><img class="size-full wp-image-870" title="ahmadinejad2" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/ahmadinejad2.jpg" alt="دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور" width="600" height="400" /></a><p class="wp-caption-text">دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور</p></div>
<p>انتقادات و نظرات شهید بهشتی نسبت به طرح بچه های تحکیم نتوانست بچه ها را منصرف کند و ایشان پذیرفتند که سه نفر به نمایندگی از طرف اتحادیه و شخص شهید بهشتی به عنوان نماینده شورای انقلاب  به محضر امام بروند و کسب تکلیف کنند.</p>
<p>نظر بچه ها این بود که کشاورزان و پیشه وران را به همراه وسایل کشت و کارشان به تهران فراخوانی کنند و در یک اجتماع بزرگ و با رای شورای انقلاب تمامی اراضی کشاورزی کشور را ملی نمایند. با این حساب و با حمایت مردمی و شور و هیجان ناشی از انقلاب و مصوبه شورای انقلاب دیگر اثری از خوانین نمی ماند.</p>
<p>وقتی بچه ها نظرشان را به حضرت امام انتقال دادند، پاسخ درخور و قابل تاملی را دریافت کردند.</p>
<p>امام خمینی (ره) فرموده بودند که بساط خان و خان بازی را می توان در آینده نزدیک ریشه کن کرد. الان بروید و فکری برای انتخابات ریاست جمهوری و رئیس جمهور آینده کشورتان بکنید که اگر شما تصمیم نگیرید، این آمریکا خواهد بود که برای شما تصمیم خواهد گرفت  و آنها به دنبال این هستند که سر شما را به یک موضوع انحرافی نسبت به موضوع مهم انتخابات ریاست جمهوری گرم کنند که خود هرکه را می خواهند بیاورند.</p>
<p>آن روز بچه ها متوجه فرمایشات امام نشدند؛ ولی وقتی ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور شد بچه ها به درک عمیق  و دید استراتژیک امام ایمان آوردند و متوجه این مهم که بیان نظرات و پیشنهادات باید معطوف به زمان و مکان خود باشد.</p>
<div id="attachment_871" class="wp-caption aligncenter" style="width: 610px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/ahmadinejad3.jpg"><img class="size-full wp-image-871" title="ahmadinejad3" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/ahmadinejad3.jpg" alt="دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور" width="600" height="383" /></a><p class="wp-caption-text">دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور</p></div>
<p>با این خاطره، رئیس جمهور به بحث اصلی یعنی وقایع دو ماه آینده منطقه اشاره کرد و ماجرای انتقال و جابه جایی جاسوسان روس و آمریکایی را بیان کردند و این که هدف اصلی بیگانگان در آینده نظام جمهوری اسلامی خواهد بود. ماجرایی که آن روز ایشان از رسانه ها خواست تا اطلاع رسانی نشود، و بعد از قریب یک هفته در روز سه شنبه در میان مدیران بخش برون مرزی صدا و سیما آن را تشریح کرد و بخش های خبری هم آن را انعکاس دادند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div style="text-align: center;"><object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="512" height="322" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="AllowScriptAccess" value="always" /><param name="bgcolor" value="#000000" /><param name="flashVars" value="id=21232977&amp;vid=8007189&amp;lang=en-us&amp;intl=us&amp;thumbUrl=http%3A//l.yimg.com/a/p/i/bcst/videosearch/15893/112129086.jpeg&amp;embed=1" /><param name="src" value="http://d.yimg.com/static.video.yahoo.com/yep/YV_YEP.swf?ver=2.2.46" /><param name="flashvars" value="id=21232977&amp;vid=8007189&amp;lang=en-us&amp;intl=us&amp;thumbUrl=http%3A//l.yimg.com/a/p/i/bcst/videosearch/15893/112129086.jpeg&amp;embed=1" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="512" height="322" src="http://d.yimg.com/static.video.yahoo.com/yep/YV_YEP.swf?ver=2.2.46" flashvars="id=21232977&amp;vid=8007189&amp;lang=en-us&amp;intl=us&amp;thumbUrl=http%3A//l.yimg.com/a/p/i/bcst/videosearch/15893/112129086.jpeg&amp;embed=1" bgcolor="#000000" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object><br />
<a href="http://video.yahoo.com/watch/8007189/21232977">ahmadinejad usa iran russian</a> @ <a href="http://video.yahoo.com">Yahoo! Video</a></div>
<div style="text-align: center;">فیلم سخنان احمدی نژاد درباره طرح غرب برای منطقه و ایران در جمع مدیران بخش برون مرزی صداو سیما</div>
<div style="text-align: right;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</div>
<div style="text-align: right;">پیوست :</div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://www.president.ir/fa/?ArtID=23086" target="_blank">- دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با رئیس جمهور</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://jahannews.com/vdcfjedyew6d0ea.igiw.html" target="_blank">- سخنان رئیس جمهور در جمع مدیران بخش برون مرزی صدا وسیما</a></div>
<div style="text-align: right;"></div>
<div style="text-align: right;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</div>
<div style="text-align: right;"></div>
<div style="text-align: right;">مطلب فوق در دیگر رسانه ها :</div>
<div style="text-align: right;">- <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8905170569" target="_blank">خبرگزاری فارس</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://kayhannews.ir/890523/12.htm#other1204" target="_blank">- روزنامه کیهان</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://www.jahannews.com/vdcjohevhuqe8tz.fsfu.html" target="_blank">- جهان نیوز</a></div>
<div style="text-align: right;">- <a href="http://www.tahkimnews.us/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=764&amp;Itemid=9" target="_blank">پایگاه خبری تحلیلی دفتر تحکیم وحدت</a></div>
<div style="text-align: right;">- <a href="http://iusnews.ir/?pageid=113710" target="_blank">خبرنامه دانشجویان ایران</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://padanews.com/index.aspx?siteid=42&amp;pageid=1988&amp;newsview=14012" target="_blank">- پایگاه  دانشجویان ایران &#8211; پادانیوز</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://www.sarkhat.com/fa/group/kwmjyvd/" target="_blank">- سایت سرخط</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://www.jonbeshsh.com/News/8812/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA+%D9%8A%D9%83+%D8%AA%D8%AD%D9%83%D9%8A%D9%85%D9%8A+%D8%A7%D8%B2+%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%D9%8A%D9%8A+%D8%AE%D9%88%D8%AF.aspx" target="_blank">- جنبش سرخ حسینی</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://noorportal.net/News/ShowNews.aspx?ID=23971" target="_blank">- پروتال فرهنگی اطلاع رسانی نور</a></div>
<div style="text-align: right;"><a href="http://www.mofidnews.com/index.php?page=desc.php&amp;id=287&amp;tab=rooz" target="_blank">- سایت تحلیلی اطلاع رسانی مفید</a></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=867</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آن نابغه این است، نه تویی نه من!</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=852</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=852#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jul 2010 18:26:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی عباسی مهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[آن نابغه این است، نه تویی نه من!]]></category>
		<category><![CDATA[حیدر رحیم پور ازغدی]]></category>
		<category><![CDATA[سید علی حسینی خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[سیره امین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا حکیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=852</guid>
		<description><![CDATA[بخشی از گفتگوی خواندنی حیدر رحیم پور ازغدی با ویژه نامه سیره امین درباره ی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حکیمی هفده هجده ساله بود و من بیست سال داشتم؛ بعد از کودتای بیست و هشت مرداد بود و توی مشهد روحانیت خط اول نهضت نفت را بر عهده داشت. می گفتیم هر صد سال یک بار نابغه ای ظهور پیدا می کند  و جنگ {بحث} داشتیم که نابغه آینده من هستم یا او؟!</p>
<div id="attachment_855" class="wp-caption aligncenter" style="width: 348px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/07/hakimi-rahimpor.jpg"><img class="size-full wp-image-855" title="hakimi-rahimpor" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/07/hakimi-rahimpor.jpg" alt="حید رحیم پور ازغدی - علامه محمدرضا حکیمی" width="338" height="209" /></a><p class="wp-caption-text">حیدر رحیم پور ازغدی - علامه محمدرضا حکیمی</p></div>
<p>او ادبیاتش خیلی  خوب بود، ادبیات عربش؛ من هم سوادم در ادبیات خوب بود ولی ادبیات محمدرضا حکیمی بهتر بود. به همین خاطر او می گفت که نابغه آینده من هستم. بنده هم به خاطر کتاب های حوزوی که خوانده بودم می گفتم من هستم. یک مرتبه دیدیم یک نوجوان دوازده سیزده ساله از جلوی ما رد شد که تمام معنا آخوند بود. یعنی نعلین و کفش {آخوندی} و عبا و عمامه. به تمام معنا. الفیه در دستش بود و داشت آن را حفظ می کرد. وما بطاعت و الف قد جمیع یبصر فی الجت&#8230;. به یکباره حکیمی گفت {آن نابغه}این است، نه تویی و نه من!</p>
<p>منظور حکیمی سید علی حسینی خامنه ای بود&#8230;.</p>
<div id="attachment_856" class="wp-caption aligncenter" style="width: 260px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/07/4.jpg"><img class="size-full wp-image-856" title="4" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/07/4.jpg" alt="رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در نوجوانی" width="250" height="339" /></a><p class="wp-caption-text">رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در نوجوانی</p></div>
<p>آن چه را مطالعه کردید مربوط به بخشی از گفتگوی خواندنی حاج حیدر رحیم پور ازغدی با ویژه نامه سیره امین است</p>
<p>در ضمن میلاد باسعادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)  و علمدار کربلا ابالفضل العباس (ع) و سید و ساجدین زین العابدین (ع) بر شما دوست عزیز مبارک باد</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C" target="_blank">محمدرضا حکیمی در ویکی پدیا</a></p>
<p><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D8%A7%D8%B2%D8%BA%D8%AF%DB%8C" target="_blank">حیدر رحیم پور ازغدی در ویکی پدیا</a></p>
<p><a href="http://nahad.ir/page1/BoxDetail.php?ID=66" target="_blank">ویژه نامه سیره امین</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=852</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انقلاب فرهنگی و دانشگاه اسلامی &#8211; ضرورت عبور از شعار</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=841</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=841#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jun 2010 16:26:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی عباسی مهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب فرهنگي و دانشگاه اسلامي]]></category>
		<category><![CDATA[ضرورت عبور از شعار]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه پنجره]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=841</guid>
		<description><![CDATA[دانشجویان‎مان با خواندن جزوه تولیدی 30 سال پیش اساتید و منابع درسی 50 سال گذشته و کتب بعضا ضعیف اسلامی در دانشگاه در مسیری می روند که دیگر نیاز به حمله غرب نیست و با این اوصاف آن‎چنان گوی سبقت را از غرب ربوده‎ایم که دشمن فقط با اهدای بورس به نخبگان، ماحصل تولید ما را فرآوری می کند و به‎خورد خودمان می دهد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/oborazshoar1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-846" title="oborazshoar" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/oborazshoar1.jpg" alt="" width="560" height="240" /></a></p>
<p>از بهمن ۱۳۵۷ تا فروردین ۱۳۵۸ و از شهریور ۱۳۶۲ تا آذر ۱۳۶۳ و از دهه شصت تا حال حاضر، وقتی نگاه‎مان به صفحات فرهنگ، هنر، اندیشه و&#8230; روزنامه ها و هفته‎نامه ها می افتد، همه را نقد می بینیم. نقد نابه‎سامانی های فرهنگی، کمبودها و سوء مدیریت‎ها؛ و جالب آن که تیتر اکثر مطالب‎شان شبیه به هم است. «انقلاب فرهنگی تهدید یا فرصت»، «دانشگاه اسلامی، باید ها و نبایدها»، «چرا تصفیه اساتید سکولار» و یا تکرار مکررات سخنان دیگران. امام عزیز سفر کرده‎مان می فرمایند: «بروید وحدت حوزه و دانشگاه کنید» ما هم واگویه می کنیم و فریاد می کشیم که برویم با حوزه وحدت کنیم؛ و یا رهبر فرزانه انقلاب می گویند «جنبش نرم‎افزاری» ما هم می گوییم&#8230; و معلوم نیست که چه کسی و یا کسانی باید عمل کنند به این راهبردها!</p>
<p style="text-align: right;">گویا کار من و شما و امثال ما شده است که قلمی بچرخانیم، کاغذی سیاه کنیم که بعضا تعداد صفحات جریده‎مان بیشتر شود و یا خود را از عذاب وجدان نسبت به درد واقعی جامعه دانشگاهی کشورمان خلاص کنیم.</p>
<p style="text-align: right;">با همه این نق‎زدن ها، دیگر نمی خواهم به رسم دیگران بگویم که همه بدبختی ها از آن موقع شروع شد که دانشگاه‎هایمان مثل لباس پوشیدن‎مان، با چشم و هم‎چشمی ساخته شد؛ و چون فلان کشور دانشگاه داشت، ما هم باید دانشگاه داشته باشیم و یا اگر می خواستیم تجددمان را به رخ دیگران بکشیم، سه چهار تا حرف قلمبه غربی را به زبان می راندیم؛ بلکه می خواهم بگویم در حقیقت عقب‎افتادگی و غرب‎زدگی ما در ایران از آن‎جا شروع شد که مردم‎مان برای گزینش راه و رسم زندگی‎شان میان معمم و مکلا مردد شدند. از یک سو، جمع مکلا به‎واسطه رشد مادی غرب و حمایت ویژه آن‎ها از خود، خط و نشان جدی برای مدارس دینی می کشیدند و از سوی دیگر، عدم تحول در مدارس دینی باعث شده بود که مردم برای رفع نیازهای خود به سوی متجددان بروند.<br />
مردمی که تا دیروز تمامی نیازهای خود برای پیشرفت مادی و معنوی را از مدارس دینی طلب می کردند، این‎بار با پدیده‎هایی مواجه می شدند که روز به روز از توجه به اصالت خویش دور می‎افتادند. مدارس دینی که تا مدتی محل رجوع علوم روز زمان خود بودند و در کنار فقه و اصول، ریاضیات، پزشکی، نجوم، معماری و ده‎ها رشته دیگر در آن تدریس می شد، به‎واسطه جبر پادشاهان نالایق زمانه و عدم توجه اساتید حوزه، در تولید علم با توقف و یا کندی روبه‎رو شدند و از سوی دیگر، با ایجاد مراکز تازه این پایگاه را تضعیف کردند.<br />
گفتند: دارالفنون ایجاد کرده‎ایم، پزشکی و مهندسی را این جا بخوانید؛ اگر تمایل به علوم انسانی دارید، به مدارس دینی بروید. سپس دانشکده ایجاد کردند و گفتند: چه معنی دارد که علوم اجتماعی خود را در دین بیابید، وقتی جامعه‎شناسی هست! روان‎شناسی هست! حقوق هست! فلسفه هست! آن هم کپی شده از تمدن پیشرفته غربی! پس جوانان به سوی دانشگاه بیایید که اگر می خواهید همچون آلمان، انگلیس، آمریکا ابرقدرت شوید! و یا شهره شوید و میزی در اختیار شما قرار گیرد! رمزش در پیروی از مکتب شرق و غرب است!<br />
کمی بعد و با همین استدلال های قلدرمآبانه ادعا کردند که دیگر حوزه می خواهیم چه کار؟! مدارس دینی را تعطیل و مظاهر آن را حذف و عالمان را خلع لباس کردند که البته این‎چنین تصمیماتی از سوی فرد بی‎سوادی مانند رضاخان آن‎چنان دور از ذهن نبود.<br />
از آن زمان بود که موجبات تیره‎بختی ملت ایران فراهم شد؛ حتی پس از کنار رفتن رضاخان قلدر و رفع انسداد فیزیکی از مدارس دینی و تأسیس مدارس و دانشگاه های نوین به سبک غربی، شاهد آن بودیم که حوزه وجود داشت، حوزوی فعال بود، اما حوزه فاقد تحول و دانشگاه فاقد بنیان های اجتماعی ایرانی و اسلامی؛ لباس مردمان غربی و کلمات انگلیسی و فرانسوی لقلقه زبان‎مان شد. چراکه دانشگاهی که حتی ساختمان آن را هم آلمان ها برای‎مان ساخته بودند، به ما گفته بود که پیشرفت در ایران در تبعیت از غرب خلاصه می‎شود. در این زمان طبیعی بود که در حوزه و دانشگاه اگر کسی هم این شکاف و خطر بزرگ را در‎می یافت و فریاد می زد، کسی صدایش را نمی شنید، کما این‎که امام خمینی(ره) در سنین جوانی‎شان به این مسئله بارها اشاره کرده بودند.<br />
اما به مصداق عبارت مشهور «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، ظلم پهلوی و دیکتاتوری محمدرضا و سردمدارانش در غرب از یک سو و وجود شخصیت برجسته و بی‎بدیل امام خمینی(ره) و محبوبیت ایشان به‎واسطه مقابله با دیکتاتوری و استعمار از سوی دیگر، باعث شد که دانشگاه و حوزه تحت تأثیر عمق درایت و رهبری ایشان قرار گرفته و همین امر باعث نزدیکی و قرابت میان این دو نهاد تولیدکننده فکر در کشور شود. به‎طوری که روشنگری امام باعث شد تا مکلا و معمم وارد مبارزه با رژیم پهلوی و اربابانش شدند، به‎گونه ای که مطهری، شریعتی، مفتح و&#8230; همگی از خاستگاه مبارزاتی اسلامی می گفتند و اسلام را صاحب برنامه برای اداره زندگی می دانستند. این وحدت در سایه مدیریت امام راحل، و همچنین وجود دشمنی همچون دژخیمان پهلوی تأثیر بسیار شگرفی در شکل‎گیری انقلاب داشت. حسینه ارشاد و مسجد دانشگاه تهران محل اظهار نظر این دو قشر شد و فضا داشت تا بدان‎جا می رفت که یک انقلاب فرهنگی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در دانشگاه ها شکل گیرد.<br />
اما&#8230;! امروز چه باید گفت؟<br />
به‎نظرم اگر قرار باشد خائن‎ترین اشخاص و گروه ها در مقابله با ملت ایران را معرفی کنیم، در کنار گروهک‎هایی مانند مجاهدین خلق (منافقین) باید به دو گروه دیگر هم اشاره کرد، یکی از این گروه ها آن کسانی هستند که موجبات اختلاف در حسینیه ارشاد و جدایی شهید مطهری و شهید مفتح با دکتر شریعتی را فراهم کردند و این اجماع تازه شکل گرفته میان حوزه و دانشگاه را بر هم زدند و دیگری گروهک فرقانی که اندیشمندان برجسته حوزه و دانشگاه همچون، آیت ا&#8230; مطهری و آیت ا&#8230; دکتر مفتح را به شهادت رساندند. به اعتقاد من اگر این دو اتفاق نمی افتاد وضع ما در حوزه، دانشگاه و در جامعه هرچه بود، بهتر از شرایط کنونی بود که رهبر فرزانه انقلاب بیایند و از روند تولید علم در رشته های علوم انسانی و علوم اسلامی گلایه کنند. اگر کمی به عقب بازگردیم و عملکرد خویش را واکاوی کنیم، خواهیم دید وقتی استاد مطهری را به شهادت رساندند و امام فرمودند به کتب و تفکرش مراجعه کنید، و ما به این توصیه عمل نکردیم؛ مفتح را به شهادت رساندند؛ امام فرمودند وحدت حوزه و دانشگاه را دریابید و ما روز به روز نسبت به هم بدبین‎تر شدیم، به‎جای تبادل در حوزه های نظری مشترک، دو جبهه مستقل و منفک بنا نهادیم و هرکدام‎مان بر طبل خود کوبیدیم. دست آخر هم انقلاب فرهنگی را کلید زده و عذر هر چه دانشجو و استاد سکولار و وابستگان به گروهک ها را خواستیم؛ به‎زعم خود، تحولی در کتب درسی ایجاد کردیم و باز در عین ناباوری از میان نیروهای انقلابی خود که به دانشگاه فرستاده بودیم، همان ها را بعد از ۱۰ &#8211; ۲۰ سال سکولار دیدیم. دانشجوی پیرو خط امام ما، فلسفه را در غرب می دید، نظام اجتماعی ایران را با نظم غربی مقایسه می کرد، الگوی پیشرفت کشورش را با نسخه بانک جهانی می نوشت و اگر تا دیروز پرچم آمریکا را در برابر لانه جاسوسی به آتش می کشید، امروز نمی توانست نفرت خود را از واژه مرگ بر آمریکا پنهان کند.<br />
اما زمانی که ما وارد دهه سوم انقلاب شدیم و فضای دانشگاه ها و حتی حوزه ها را دیدیم، با چهره های سکولار رشد یافته در فضای جمهوری اسلامی روبه‎رو شده و بر اساس ملاحظات آنان شروع به نظریه‎پردازی کردیم، آن هم چه نظراتی! اوج این نظرات بعضا بی‎اساس &#8211; که بعدها مشخص شد از سوی برخی چهره های سکولار مستتر در حوزه فکری جامعه منتشر می شد &#8211; مربوط به استحاله دانشجویان و اساتید علوم انسانی بود. منتقدانی که می گفتند «دانشجویان و اساتید ما تحت تأثیر تفکرات غرب قرار گرفته‎اند، و این به دلیل عدم نظارت ماست.» آخر در ذهن خود هم تصور نمی کردند که استحاله زمانی می تواند صورت بپذیرد که ما و شما برای دانشگاه خود کاری کرده باشیم، سیاست‎گذاری برای رشته های علوم انسانی خود انجام داده باشیم، آینده ای روشن برای فارغ‎التحصیلان آن ترسیم کرده باشیم و سطحی قابل قبول از مبادلات فکری میان دانشگاه و حوزه ایجاد کرده باشیم.<br />
وقتی ما در برخی از این وظایف‎مان کم‎کاری کرده‎ایم و یا بعضی دیگر را به کل به فراموشی سپرده‎ایم، می توانیم بگوییم که دشمن رشته های ما را پنبه کرده است! اصلا آیا ما رشته ای تنیده‎ایم که دشمن بتواند آن را پنبه کرده باشد؟! یا این که دانشجویان‎مان را با بودجه بیت‎المال در دانشگاهی که هنوز تحولی در آن رخ نداده به یک استاد غرب‎زده تبدیل کرده‎ایم. دانشجویان‎مان با خواندن جزوه تولیدی ۳۰ سال پیش اساتید و منابع درسی ۵۰ سال گذشته و کتب بعضا ضعیف اسلامی در دانشگاه در مسیری می روند که دیگر نیاز به حمله غرب نیست و با این اوصاف آن‎چنان گوی سبقت را از غرب ربوده‎ایم که دشمن فقط با اهدای بورس به نخبگان، ماحصل تولید ما را فرآوری می کند و به‎خورد خودمان می دهد.<br />
آن وقت دانشجو، استاد سکولار می شود، غرب‎زده می شود، منش و رفتارش، آمال و آرزوهایش در غرب ظاهر می شود و اگر هم مذهبی باشد، هرگز ورود دین را به حکومت نمی پذیرد، هرچند که اصل این بحث فقط مربوط به دانشگاه نمی شود و متأسفانه حوزویانی هم دچار درد دانشگاهیان شده‎اند.<br />
با این اوصاف، مسئله ای که بیش از سایر مطالب بر سکولاریزه کردن دانشجویان و فارغ‎التحصیلان علوم انسانی اثر می گذارد، آن است که تولیدات آنان (با توجه به غیر‎بومی بودن) با عدم استقبال افکار عمومی مواجه می‎شود. این که چرا تولیدات جامعه‎شناختی من محقق علوم انسانی، جایگاهی در منبر واعظان ندارد و نمی توانم تولیدات خود را به‎طور مستقیم به‎دست مردم برسانم، یا به عبارتی چرا چرخ‎دنده های موتور محرک دانشگاه به چرخ‎دنده های جامعه مرتبط نمی شود تا به تحول بینجامد؟ طبیعی است که چرخ‎دنده های تولیدات غربی دانشگاه ها در ایران در مقایسه با جامعه ایرانی، با ISI غرب همراه‎تر خواهد بود و عاملی مؤثر در رشد تولیدات غرب در حوزه علوم انسانی خواهد شد. آن‎گاه حق می دهید که تعداد مقالات ISI و مهاجرت روزافزون دانشجویان به غرب را در پی داشته باشد. چراکه فردی که در محتوای غرب رشد یافته است، چشم‎اندازی برای ادامه رشد خود (هرچند غلط) در غرب می یابد (هرچه باشد بهتر از آن است که در سر درگمی به‎سر ببرد).<br />
حال چه اکسیری می تواند دوای درد این مشکل بزرگ باشد؟ چه می توان کرد که دانشگاه و حوزه دست از پا فشاری و مواضع سرسختانه غلط خود بردارند. چه می توان کرد که حوزه حداقل مانند دانشگاه مدرک‎گرا نشود؟! نظر حقیر که روزی در جمع دانشجویان بوده‎ام و زمانی هم‎مبحث دوستانی حوزوی، آن است که در ابتدای امر باید همگی ضعف های خود را بپذیریم؛ فرقی نمی کند دانشگاه، حوزه، شورای عالی انقلاب فرهنگی و&#8230; همگی در ایجاد چنین فضایی مقصر هستند. پس نباید به دنبال متهم کردن همدیگر گشت. دوم آن که دانشگاه ها و حوزه های علمیه ما نیازمند یک انقلاب بزرگ و تحول جدی هستند، انقلابی که با حکم و دستور مسئولان به واقعیت نخواهد رسید. این تحول بزرگ به‎واسطه بیداری دانشجویان و طلاب روی خواهد داد. همان تحولی که بارها رهبر فرزانه انقلاب در دیدارشان با مدرسان حوزه علمیه و اساتید دانشگاه و دانشجویان و طلاب، آن را متذکر شده‎اند. اگر دانشجویان نسبت به مطالبی که در کلاس های درس به آن‎ها آموزش داده می شود، طرح سئوال و شبهه کنند و سطح توقع خود را بالاتر از آن چه که غرب برای آن‎ها به تصویر کشیده است، ترسیم کنند، یقینا به خودی خود فضای تحول از میان دانشجویان به اساتید منتقل شده و شرایط را برای انقلاب فرهنگی واقعی در دانشگاه ها مناسب خواهد کرد. البته می توان همین مسیر را برای ایجاد تحول در حوزه های علمیه متصور بود و تحول واقعی را ایجاد کرد. تشکل های دانشجویی و طلاب در ایجاد جنبش تحول در حوزه و دانشگاه می توانند نقش به‎سزایی را ایفا کنند. سوم آن که باید اساتید (به‎ویژه دانشگاه) را در بطن جامعه درگیر کرد، مدینه فاضله علوم انسانی برای دانشگاه های ما، آن است که در مساجد، اساتید دانشگاهی بتوانند تولیدات ارزشی و اسلامی خود را به جامعه ارائه دهند و نظریات فلاسفه ما ریشه در کلام قرآن و فرهنگ والای ایرانی داشته باشد. به‎گونه دیگر، تولیدات دانشگاهی ما در حوزه علوم انسانی قابل درک و فهم برای جامعه شود.<br />
و چهارم آن که باید برای مدیریت تولیدات علوم انسانی در کشور تصمیم‎گیری واحد صورت گیرد. تصمیم‎گیری های موازی و بعضا متضاد و متناقض باعث تشویش در حوزه علوم انسانی شده است. پس باید شورایی مرکب از نیروهای خوش‎فکر، متعهد و متخصص بر رأس تصمیم‎گیری های عالی در حوزه علوم انسانی در حوزه های علمیه و دانشگاه شکل گیرد. تصمیم‎گیری های این شورا باید به‎گونه ای باشد که دانشگاه و حوزه را به عنوان مکمل یکدیگر مد نظر قرار دهد و تمام سعی و تلاش خود را برای ایجاد کانون واحد تولید علوم انسانی در ایران به خرج دهد.<br />
مخلص کلام آن که با همه گفته ها و نقدهایی که وارد شد، می توانیم با افتخار بگوییم که همانند بسیاری از کشورهایی که دارای پیشینه تاریخی هستند، فرهنگ ما تسلیم غرب نشده است. فرهنگ ایرانی و جمهوری اسلامی در طول ۳۰ سال اخیر مرتبا در حال تلاش برای تحول بوده و تصمیم‎گیری های ۳۰ ساله اخیر می تواند مؤید این بحث باشد. پس باید امیدوار بود بر پیشرفت و تحول در اندیشه. به امید ظهور تحول‎گر ابناء بشر<br />
دانشجویان‎مان با خواندن جزوه تولیدی ۳۰ سال پیش اساتید و منابع درسی ۵۰ سال گذشته و کتب بعضا ضعیف اسلامی در دانشگاه در مسیری می روند که دیگر نیاز به حمله غرب نیست و با این اوصاف آن‎چنان گوی سبقت را از غرب ربوده‎ایم که دشمن فقط با اهدای بورس به نخبگان، ماحصل تولید ما را فرآوری می کند و به‎خورد خودمان می دهد</p>
<p style="text-align: right;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: right;">در همین زمینه:</p>
<table cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529364" target="_blank">نگاهی به مروجان علم سکولار</a> /مهدی طوسی</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529365" target="_blank">حذف تنها راه نیست ولی یکی از راه هاست</a> /مهدی طوسی</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529367" target="_blank">چگونه دانشگاه ها اصلاح می شوند</a> /عبدالله عبدالهی</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529369" target="_blank">کدیور با جعل سند عضو هیئت علمی شد</a> /محسن نیکبخت</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529374" target="_blank">زیرساخت ها مشکل دارند نه آدم ها</a> /دکتر  اردشیر خزایی</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529378" target="_blank">باید پای یک انقلاب فرهنگی دیگر بایستیم</a> /محمد رضایتی</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529380" target="_blank">پله پله تا اسلامی کردن دانشگاه</a> /محمد افکانه</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529383" target="_blank">ضرورت عبور از شعار</a> /مهدی عباسی مهر</td>
</tr>
<tr>
<td>-</td>
<td><a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=529395" target="_blank">این جا ایران است بهار ۱۳۹۲</a> /امید مهدی  نژاد</td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=841</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درباره حماسه ۲ خرداد</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=838</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=838#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 22 May 2010 17:48:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی عباسی مهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[درباره حماسه 2 خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[فتنه 88]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی رفسنجانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=838</guid>
		<description><![CDATA[سید محمد خاتمی به او در 2 خرداد اعتماد شد و رای آورد و تنفیذ شد از سوی...........]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/05/2khordad.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-839" title="2khordad" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/05/2khordad.jpg" alt="حماسه 2 خرداد" width="700" height="300" /></a></p>
<p>به نظرم آن چیزی ۲ خرداد را از منظر رهبر انقلاب یک حماسه کرده است، بیداری  عمومی و خیزش عمومی مردم علیه یک سری تصمیم سازی ها بین یک عده خواص بود.  البته شاید بتوان بعد از گذشت ۱۲سال نقدهایی به آن کرد و البته نقدهایی هم  به آن وارد است ولی این نقدها به واسطه این است که مردم اعتماد کردند به یک  فردی که فکر می کردند این فرد در خارج از حلقه یکسری افراد خاص در  انتخابات حضور پیدا کرده و از این جهت یک حماسه بزرگ بود و مردم بدین امید  پای صندوق های رای آمدند که شاهد حضور یه عده افراد خاص، که مرتب چرخش  مدیریت عموما بین این افراد خاص بود، نباشند و در گام بعدی شاهد یک تحول  مدیریتی و بازگشت به سمت آرمان های واقعی انقلاب اسلامی باشند.</p>
<p>شعارهایی هم که در دوران ۲ خرداد مطرح شد که عمده شعارهای واقعی مردم بود،  البته بگذریم از شعارهایی که در وصف آزادی داده شد ولی در مناطق مختلق کشور  شعارها همراه با دغدغه های مذهبی مردم بود و از زاویه دید مذهبیون به  انتخابات نگریسته شده بود. در آن دوران بحث مخالفت یا مقابله با مدیریت  دوران سازندگی هم مطرح بود و شاید مردم برای این موضوع پای صندوق های رای  که ۲۰ میلیون رای وارد صندوق ها کردند، حضور پیدا کردند. دوم خرداد یک  حماسه فراموش نشدنی است چرا که بعد از دو دوره انتخابات ریاست جمهوری که با  آرای نه آنچنان شکوهمند رئیس جمهور انتخاب شده بود شاهد آن بودیم رئیس  جمهوری با آرای بالا دولت را تشکیل داد و این یک پشتوانه ای بود برای  انقلاب اسلامی. این نگرش به انقلاب اسلامی باعث می شود حضور مردم همیشه پر  رنگ باشد. با این نگاه در انتخابات دوره نهم هم دیدیم که حضور مردم خیلی  پررنگ و انتخابات دهم هم که یک رکورد شکنی محسوب می شد.</p>
<p>در آن موقع مردم واقعا باور می کردند که عده ای آمده اند که در برابر جریان  سازندگی ایستادگی کنند و با توجه به سابقه هایی که برخی از این آقایان در  دولت های گذشته در زمان دفاع مقدس و در زمان رهبری امام راحل داشتند، مردم  این اعتماد کردند اما با گذشت زمان مردم متوجه شدند که اینگونه نبوده است.  مردم به مرور زمان و در طول ۸ سال دولت آقای خاتمی علی الخصوص مواضع آقای  هاشمی رفسنجانی و کرنش های آقای خاتمی نسبت به مواضع آقای هاشمی، متوجه  شدند که بحث پیشرفت و رسیدن به سرمنزل واقعی برای جمهوری اسلامی با اعتماد  به چپ و راست شدنی و عملی نیست، که اوج این باور در انتخابات دوره نهم بود.  اوج، چون آقای احمدی نژاد در برابر نماد سازندگی و ۱۶ سال مدیریت پس پرده  جریان های سیاسی صف آرایی کرد و در پس این صف آرایی اعتماد عمومی به سمت  فردی جلب شد که خودش را محصور در این زد و بندها و باند بازی ها نمی دید.</p>
<p>احمدی نژاد خود را در راست و چپ تعریف نمی کرد. بحث دوم خرداد بود که مردم  را به این واقعیت نزدیک کرد، به نظرم این تغییر نگرش و این انقلاب درونی و  فکری مردم ایران اتفاق نمی افتاد مگر با کسب این تجربه ها. مردم به شخصی  رای دادند که خود را در این دوقطبی تعریف نمی کرد و یقینا در آینده هم همین  طور خواهد بود.</p>
<p>۲ خرداد، ۳ تیر، ۲۲ خرداد هیچ موقع به اسم افراد تمام نمی شود. ما در مسیر  انقلاب اسلامی حرکت می کنیم که بنیان گذار انقلاب آن را تبیین کرده است.  شاید فردی در برهه ای این پتانسیل با ارزش را کسب بکند ولی نمی توانیم این  پتانسیل را به  نام آن کسی که آن را کشف کرده تمام کنیم، چون این پتانسیل  قبلا توسط فرد دیگری خلق شده است. هم افزایی های امت و رهبر باعث شد همچین  ظرفیت هایی بوجود بیاید و مدیران ما غافل شوند یا بعدا بیایند سوءاستفاده  کنند. یقینا۲۲ خرداد هم همین طور است.</p>
<p>اگر رهبر انقلاب بعد از انتخابات ریاست جمهوری می فرماید پیروز این  انتخابات مردم بودند، این پیام روشنی دارد ایشان در سایر دوره های انتخابات  هم پیروز واقعی انتخابات مردم معرفی می کردند که می آیند و جامعه جهانی را  متوجه ظرفیت خود می کنند ولی اینکه ما بگوئیم پس ۲ خرداد یک حماسه است و  سید محمد خاتمی صاحب این حماسه، نه اینگونه نیست.</p>
<p>سید محمد خاتمی به او در ۲ خرداد اعتماد شد و رای آورد و تنفیذ شد از سوی  امام ملت که بیاید و خدمت کند به واسطه آن شعار ها و برنامه هایی که داشت.   سید محمد خاتمی یک سری شعار هایی را مطرح کرد ولی در عمل آن شعارها را عملی  نکرد و مردم هم که به فرموده امام خمینی(ره) حتی عقد اخوت با امام هم  نبسته اند، به یک فردی مثل سید محمد خاتمی که با هزینه این ملت بزرگ شد و  با هزینه این ملت صاحب تجربه شد و با هزینه ملت صاحب فکر شد هم عقد اخوت  نبسته اند و یقینا آقای احمدی نژاد هم همین گونه خواهد شد که اگر در مسیر  واقعی این انقلاب گام برندارد مطمئن باشد که مردم با وی عقد اخوت نبسته اند  و آن قدر ظرفیت ها در این مملکت هست که مردم سعی می کنند از آن ظرفیت ها  استفاده کنند تا سو مدیریت ها را برطرف کنند و این حکومت که صاحبان واقعی  اش هستند را به سرمنزل واقعی اش برسانند. دوم خرداد و این چهار ساله های  ریاست جمهوری ما در عین حالی که آسیب هایی برای خودش داشت، آسیب هایی وارد  کرد، هزینه هایی وارد کرد ولی تجربه های گرانبهایی برای مردم به وجود آورد.  مردمی که در ۱۸ تیر صاحب این تجربه می شوند دیگر اجازه نمی دهند در سال ۸۸  به معنای واقعی فتنه عملی شود، خودشان می آیند و در صحنه حاضرمی شوند و  شما این حضور در صحنه مردم را به واسطه تجربه در آن دوران بدانید و همچنین  باید مد نظر قرار داد که انقلاب اسلامی در حال یک تحول دوباره است که از یک  نسل مدیران عبور می کند و به نسل های جدید اعتماد می کند یقینا اتفاقاتی  که در در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی رخ داد و نیز در دوره آقای احمدی  نژاد معلول این واقعیت بزرگ بود که ملت ایران به سمتی می روند که به ظرفیت  های جدید اعتماد می کنند و متوقف نسل های اول و دوم انقلاب نشوند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=838</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جاذبه و دافعه تحکیم</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=814</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=814#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 18:55:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>abbasimehr</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[جاذبه و دافعه تحكيم]]></category>
		<category><![CDATA[خط امام]]></category>
		<category><![CDATA[دفتر تحکیم وحدت]]></category>
		<category><![CDATA[شماره 41 هفته نامه پنجره]]></category>
		<category><![CDATA[طیف علامه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی عباسی مهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=814</guid>
		<description><![CDATA[هیچ گروه سیاسی - اجتماعی را سراغ نداشته‎ایم که هم در بطن جامعه باشد و هم در رأس حاکمیت، ولی کارنامه تحکیم ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_815" class="wp-caption aligncenter" style="width: 334px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/05/pangareh.jpg"><img class="size-full wp-image-815" title="pangareh" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/05/pangareh.jpg" alt="شماره 41 هفته نامه پنجره" width="324" height="448" /></a><p class="wp-caption-text">شماره ۴۱ هفته نامه پنجره</p></div>
<p><span id="more-814"></span></p>
<p>نگاه دفتر تحکیم وحدت در تمامی ادوار سه دهه فعالیتش، مبتنی بر نگاه ایجابی  و فراهم آوردن مقدمات استقرار کرسی آزاداندیشی در انجمن‎ها بوده است. این  نگاه و رویکرد تحکیم ریشه در ماهیت انجمن‎های اسلامی دارد، هرچند که بعضا  افرادی تفسیر به رأی‎هایی درباره انجمن‎های اسلامی دارند که کسانی که از  سابقه انقلابی تحکیم آگاهند از این مواضع در شگفت می‎مانند. پاسخ به ایشان  این است که انجمن اسلامی با یک پلاک و تابلو برای دفتر و اتاق مشخص  نمی‎شود، بلکه انجمن‎های اسلامی را باید به‎واسطه رفتارها و عملکردها و  اعتقادات‎شان شناخت و این ملاک هم برای همگان شناخته شده است. البته ما  می‎پذیریم که دچار یک شکاف و سردرگمی در مقطعی شده‎ایم، اما اگر شما یک  فلاش‎بک به دهه ۵۰ یا ۶۰ و حتی اوایل دهه ۷۰ بزنید، خواهید دید که دید مردم  برخلاف امروز بسیار مثبت بوده و امروز هم این نگاه منفی به سرعت در حال  رفع و اصلاح است.<br />
ولی این‎که جاذبه و دافعه تحکیم چگونه تبیین می‎شود، برمی‎گردد به  ساختارهای انجمن‎های اسلامی. هر مجموعه اجتماعی و سیاسی در جامعه یک  ساختاری دارد که باعث شکل‎گیری رویکردهای آن می‎شود. ساختار تحکیم هم یک  بافت جنبش‎گونه &#8211; برخلاف احزاب و تشکل‎های متعین و شناخته شده &#8211; است و  برعکس آن‎ها رکود نخواهد داشت، چون ماهیت سیال و تغییرناپذیر دارد. افرادی  می‎آیند و افرادی می‎روند که این خود یک شاکله متفاوت از احزاب با هسته  انسانی متصلب را  رقم زده است. بخش دیگر آن به ماهیت ایدئولوژیک و رفتارهای  مدنی بازمی‎گردد و این دو ویژگی باعث می‎شود که بیشترین تماس و ارتباط با  بدنه جامعه وجود داشته باشد، و به سرعت تحت تأثیر افکار عمومی جامعه قرار  می‎گیرد و متوجه آن‎ها می‎شود. هیچ گروه سیاسی &#8211; اجتماعی را سراغ  نداشته‎ایم که هم در بطن جامعه باشد و هم در رأس حاکمیت، ولی کارنامه تحکیم  موفقیت عظیمی را در این زمینه نشان می‎دهد.<br />
چنین تشکلی در مباحث ایدئولوژیک خود یک نگرش نواندیش و تحول‎خواه را در نظر  دارد، چه از آغاز انقلاب به‎عنوان اولین تشکل دانشجویی متشکل و انقلابی و  چه به‎عنوان تشکیل‎دهنده نهاد‎های انقلابی همچون جهاد سازندگی؛ در نتیجه  این رفتارهای مدنی منحصر به فرد است که رفتارهای آرمان‎گرایانه‎ای را در بر  دارد که هیچ گروه و سازمانی در طول ۳۰-۴۰ سال اخیر خواب آن را هم  ندیده‎اند. نمونه‎های آن هم انقلاب دوم (تسخیر لانه جاسوسی) و انقلاب  فرهنگی است و همچنین مجاهدت‎های انجمن‎های اسلامی در جنگ تحمیلی و به‎ویژه  در حماسه هویزه. بعد از جنگ هم نقش دیدبانی انقلاب اسلامی و نقدهای جدی و  اساسی به حاکمان و دولتمردان. همه این‎ها در کنارهم به‎علاوه نزدیکی و  قرابت تحکیم و انجمن‎های اسلامی به امام(ره)، باعث می‎شود که تحکیم جایگاه  ویژه‎ای داشته باشد.<br />
البته در ساختار اصلی هر گروه و جریان یک سری لایه‎ها وجود دارد، انجمن‎های  اسلامی هم یک پوسته نرم و جذاب و شکیل دارند و یک هسته سخت و  غیرقابل‎نفوذ. به همین دلیل اگر در چند سال اخیر می‎بینیم که تحکیم ضعیف  شده به سبب آن است‎که هسته سخت آن آسیب دیده است وگرنه این تشکل به هیچ  عنوان تحت تأثیر ناملایمات قرار نمی‎گرفت. جاذبه و دافعه تحکیم هم به همین  عامل بستگی دارد. انجمن‎های اسلامی قائل به آزاداندیشی‎اند، اما نه به شکلی  که بخواهد به آسیب از درون منجر شود و به همین دلیل است که مجموعه‎ای جذاب  می‎نماید. چراکه انجمن‎های زیرمجموعه همه‎جا در پی آن هستند که کرسی‎های  مناظره و مباحثه و تبادل اندیشه را مستقر سازند تا همه افراد، اعم از  لیبرال، سوسیالیست، مسلمان و&#8230; فارغ از نوع دیدگاهی که دارند، بتوانند  گفت‎وگو کنند. شرایط کنونی جامعه می‎طلبد که باز این کرسی‎های آزاداندیشی  شکل گیرند و این فضا هم جایش در تحکیم است تا کمافی‎السابق ادامه یابد.  نمود دیگری از جاذبه و دافعه تحکیم همین تمایلات احزاب و اشخاص به نفوذ در  آن است. علت این‎که استحاله تحکیم با چنان سرعتی شکل گرفت، این بود که یک  لایه‎ای در دفتر نفوذ کرده بود که دنباله‎رو جریانات خارج از دانشگاه بود.  از منظر بسیاری از ناظران، این سوال به وجود آمد که چرا چنین تحولی در  تحکیم ایجاد شد؟ پاسخ این بود که دنباله‎های احزاب در تحکیم نفوذ کرده  بودند.<br />
رادیکالیته تحکیم متوجه افراطیون مدرن نیست<br />
بسیاری از مواقع ما شاهد بودیم که نیروهای متعهد انقلابی انجمن‎های اسلامی،  ورود پیدا می‎کردند و جلوی انحراف را می‎گرفتند، به نحوی که سیاست‎های ما  در قبال این انجمن‎ها کاملا ایجابی بود و نه سلبی. نمونه بارز این مسئله  انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امام خمینی قزوین بود که با ورود نیروهای  متعهد به این انجمن‎ها، جلوی انحراف گرفته شده یا در انجمن گیلان می‎بینیم  که ثبات عقیدتی و ساختار مستحکم انجمن مانع از بروز زمینه‎های انحرافی شده  است.<br />
اما در سال‎های اخیر روند بازگشت انجمن‎ها به تحکیم، سرعت بیشتری به‎خود  گرفته است و شاهد ورود نیروها و انجمن‎های جدید به بدنه تشکیلات اعم از  شورای عمومی و شورای مرکزی هستیم. این مدل افراد خود دو دسته‎اند، یک دسته  طیف علامه را با تمام شعارها و رفتارهای خوش رنگ و لعاب مدرن آن به چشم خود  دیدند و به طیف شیراز پیوستند یا از طیف علامه برائت جستند و تا مهیا شدن  شرایط اعلام سیاسی دانشگاه و تحکیم؛ بی‎طرفی پیشه کردند. یک دسته هم کسانی  اندکه از آغاز اجازه ندادند انجمن به‎سوی افراط برود، لذا با تثبیت سیاسی و  تشکیلاتی تحکیم، آمادگی خود را برای پیوستن مجدد بدان اعلام کردند.<br />
جذب حداکثری تحکیم در حالی بوده که سعی شده در یک رویکرد ایجابی و با  فرصت‎سازی نیروهای معتدل و معتقد درون انجمن‎های مرتبط یا منتسب به طیف  علامه را جذب کنند، که این اتفاق در اکثر دانشگاه‎های کشور رخ داده، اما  اگر هم جایی جواب نداده برمی‎گردد به کنش‎ها و سیاست‎های ناآگاهانه و بعضا  آگاهانه و انحرافی مدیریت دانشگاه و جریانات داخل و خارج، نظیر آن‎چه جریان  دوم خرداد با همراهی مسئولین دانشگاه در مورد انجمن امیرکبیر در سال‎های  ۱۳۷۷-۱۳۸۰ انجام داد. وگرنه تمام انجمن‎های دفتر تحکیم آغوش خود را به روی  دانشجویان باز کرده‎اند، اما این بدان معنا نیست که فرصت‎طلبان بخواهند  انجمن‎های ما را هضم کنند و تفسیرهای انحرافی را حاکم کنند.</p>
<p>کسانی که راه غلط پیمودند<br />
اگر بخواهیم به انشقاق تحکیم بازگردیم و ببینیم چه کسانی آن اشتباه تاریخی  را رقم زدند؛ متأسفانه درمی‎یابیم که این معتدل‎ها و خط امامی‎ها بودند که  یا فرصت‎طلبی پیشه کردند و یا با اتخاذ تاکتیک غلط، مصلحت‎اندیشی‎های غلط  تشکیلاتی و کمیت نسبی مدرن‎ها را بر ساختار فکری و پایبندی به مرامنامه  تشکیلات ترجیح دادند. الان اگر از افراد آن زمان طیف سنتی تحکیم و خط  امامی‎های امروز بپرسیم، همه از آن اشتباه ابراز پشیمانی می‎کنند، چراکه  ادامه کار با افراطیون سبب شد تا جریان سنتی و خط امامی تحکیم به‎تدریج در  طیف مدرن و افراطی هضم شود و عملا هیچ‎یک از انجمن‎های معتدل آن زمان باقی  نمانند. در عین‎حال که سنتی‎ها از فضای بیرون تحکیم و بازخوردهای آینده  بی‎خبر بودند، به‎شخصه معتقدم در این مسئله ضعف اعتقادی هم مؤثر بود؛ وقتی  که نتیجه خط امامی بودن آن است که حتما باید با فلان حزب و فلان فرد مرتبط  باشید و احزاب و افراد را بر اندیشه ترجیح دهید، حاصل این خواهد بود که  انجمن تهران و هم‎پیمانانش دوبینی پیدا کنند. این به ضعف نگاه استراتژیک  انجمن‎ها بازمی‎گردد. اما اگر نگاه عمیق‎تر باشد و واقعا خط امامی باشیم،  همه مرزهای چپ و راست را در می‎نوردیم و به وحدت نگاه با اندیشه امام (ره)  می‎رسیم. البته در آن هنگام که انجمن تهران و بهشتی و هم‎پیمانان‎شان در  کشاکش میان طیف سنتی و مدرن (طباطبایی و افشاری) جانب افشاری را گرفتند،  هنوز هم افشاری مورد حمایت جریان اصلاحات بود و آنان از او قطع امید نکرده  بودند. در نتیجه توصیه‎های اصلاح‎طلبان کارگر افتاد و انجمن‎های مذکور جانب  طیف علامه را گرفتند نه شیراز.<br />
من انجمن‎های تهران و دیگر انجمن‎های بلاتکلیف را دعوت می‎کنم که در  رفتارشان بازخوانی کنند و با رجوع به تکلیف تشکیلاتی و دینی‎شان به موضع  اصیل انجمن‎های اسلامی بازگردند. اما به هر حال برای آن‎ها یک حساب ویژه  باز کرده‎ایم؛ چراکه از نگاه جذب حداکثری و دفع حداقلی همین که این‎ها از  طیف تندرو مدرن علامه هم برائت جسته‎اند، قابل تقدیر است، اما کافی نیست.  وگرنه «خط امام» برای ما هم محترم است و اتفاقا خود داعیه آن را داریم که  انجمن‎ها باید «پیرو خط امام» باشند، ما تشکلی هستیم که بر اساس آرمان‎های  امام ظهور کرده‎ایم و باز هم باید بدان رجوع کنیم تا هویت از دست رفته خویش  را بازیابیم. اما این‎که چه تعریفی از «خط امام» باید ملاک نظر و عمل  باشد، مهم است. اگر این تعریف درست باشد، آن‎گاه در زمان فتنه و آزمایش و  در کشاکش میان آرمان‎های امام و اندیشه‎های لیبرال جانب امام را می‎گیرند،  نه کسانی را که امروز حقوق‎بگیر کنگره آمریکا شده‎اند.</p>
<p>__________________________</p>
<p>در همین باره در پنجره می خوانید :</p>
<p><span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422123" target="_blank">آخرین تشکیلات</a><br />
<span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422141" target="_blank">ما و مدعیان تحکیم</a><br />
<span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422182" target="_blank">دیروز و امروز دفتر تحکیم وحدت</a><br />
<span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422192" target="_blank">جاذبه و دافعه تحکیم</a><br />
<span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422201" target="_blank">مصائب انجمنی ماندن</a><br />
<span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422205" target="_blank">چگونه تحکیم از وحدت افتاد؟</a><br />
<span style="color: #ff0000;">√</span> <a href="http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=422210" target="_blank">مرثیه‎ای برای یک قاب خالی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=814</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تهران خواهد لرزید؟!</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=796</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=796#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2010 11:51:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>abbasimehr</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زمین شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[علمی]]></category>
		<category><![CDATA[تهران خواهد لرزید ؟!]]></category>
		<category><![CDATA[جایکا]]></category>
		<category><![CDATA[زمین لرزه تهران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش جایکا]]></category>
		<category><![CDATA[گسل های تهران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=796</guid>
		<description><![CDATA[تهران و شعاع 200 کیلومتری اطراف آن هزاران زمین لرزه مخرب را در طول تاریخ شاهد بوده است و این لرزش ها باعث ویرانی....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/tehrankhahadlarzid.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-797" title="tehrankhahadlarzid" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/tehrankhahadlarzid-300x222.jpg" alt="" width="300" height="222" /></a><br />
</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p><span id="more-796"></span></p>
<p>بعد از مطالب منتشر شده از سوی رئیس جمهور محترم درباره زمین لرزه تهران ، موجی از اخبار و مصاحبه ها در جراید و منابع خبری مجازی صورت گرفت که شاید از نظر برخی فعالین سیاسی ، دارای آثار سوء سیاسی و اجتماعی باشد؛ اما از منظر بسیاری از کارشناسان علوم زمین و مدیریت بحران نوید یک تحول جدی در بازنگری سیاست های کلی مدیریت شهری در کشور و به ویژه در شهر تهران است.</p>
<p>اما آنچه که دلیلی برای نگاشتن مطلبی با تیتر &#8220;<strong>تهران خواهد لرزید</strong>&#8221; شد، این بود که واقعیت آن است که بمب ساعتی زلزله تهران به شماره افتاده ونزدیک به بیست سال است که کارشناسان زلزله شناسی و مدیریت بحران هشدار لرزه خیزی تهران را داده اند.</p>
<p>قبل از پرداختن به موضوع زمین لرزه تهران و بررسی ابعاد آن، اشاره به یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن توجه ویژه همه به بحث اثر معنویت در جامعه و آثار آن بر محیط اطراف، من جمله زمین است. امروز شواهد زیادی از اثربخشی آثار روحی معنوی انسان بر فضای مادی به دست آمده است.اگرچه اثر رواج فساد و بی بندوباری در وقوع زلزلهازنگاه علم غربی اثبات نشده (آن هم با علم ناقص بشر) وهنوز نظریه خاصی در این باره در مجلات تخصصی بین المللی!درج نشده است، اما تجربه های بشری توصیفات خوبی را در این زمینه بدست می دهد.</p>
<p>اما بیان این نکته ضروری است که اولا برخی فیزیک دانان ژاپنی و آمریکایی در برخی تحقیقات اولیه خود درباره آثار معنویت بر محیط ماده به نتایج ارزنده و قابل توجهی رسیده اند؛ تحقیقات جالب Masaru Emoto را در مورد آب، به حتم شنیده و دیده اید، پس می تواند این آثار در سایر اجرام و اجسام نیز رخ دهد. در ثانی در جامعه ای که باورهای آن بر پایه معنویت شکل گرفته و پشتوانه باورهای معنوی آن قران کریم، احادیث مستند رسول خدا و ائمه اطهار است، توجه و عمل نمودن به دستورات دین یک امر بدیهی است. پس امید است نکته فوق مورد توجه همه قرار گیرد که توکل به خدا و امید به امداد الهی و تلاش در رسیدن به هدف، راهشگای بزرگترین مشکل ها و مصائب خواهد بود.</p>
<p>برای آنکه کمی از ابعاد فاجعه زمین لرزه تهران آگاه شوید، لازم می دانم که برخی اطلاعات قابل هضم و آمارهای مستند را در اختیارشما قرار دهم. بیان این اطلاعات دید شما را نسبت به مسئله باز خواهد کرد.</p>
<p>البته امیدوارم مطلبی که امروز در اختیار شما قرار می دهم همانند مطلب &#8220;<strong>بمب ساعتی</strong>&#8220;  نباشد که یک روز بعد از انتشار آن زمین لرزه ۴ ریشتری شرق تهران رخ داد!</p>
<p>منطقه البرز و به ویژه تهران  از لحاظ لرزه خیزی  جزء مناطق پرخطر به حساب می آیند، این بدان معنی است که قدرت تخریب و آستانه خطر در منطقه البرز بسیار بالا بوده و در پی آن تناوب لرزه ها در آن پایین است. به عبارت دیگر  تعداد زمین لرزه رخ داده  در منطقه ای مانند تهران در یک دوره زمانی مانند ۱۰۰ سال پایین بوده و بعد از دوره ۱۰۰ یا ۲۰۰ ساله  زمین لرزه بزرگی در آن رخ می دهد که خوشایند مردم آن شهر و منطقه نیست؛ چرا که لرزه خیزی زیاد در طول سال در یک منطقه می تواند مانع زمین لرزه های بزرگ ۷ تا ۸ ریشتری در آن منطقه شود. به طور مثال می توان به دامنه های رشته کوه زاگرش اشاره کرد که تعداد زمین لرزه ها در طول سال در آن بسیار زیاد بوده وبزرگی آن معمولا در حد ۴ ریشتر است و در مقابل رشته کوه البرز در طول سال کمتر دچار زمین لرزه بوده ، ولی در مواقعی که زمین لرزه در آن صورت می گیرد خرابی های بسیاری به بار می آورد.</p>
<p>تهران و شعاع ۲۰۰ کیلومتری اطراف آن هزاران زمین لرزه مخرب را در طول تاریخ شاهد بوده است و این لرزش ها باعث ویرانی کامل و آسیب جدی این شهر و منطقه شده است که تنها بخشی از آنها به واسطه مطالعات صورت گرفته در کتاب های تاریخی و همچنین تحقیقات صورت گرفته بر روی گسل ها و آثار گسلش و  پژوهش های باستان شناسی ثبت گردیده اند. در اینجا به برخی از زمین لرزه ثبت شده محدوده تهران اشاره می کنیم :</p>
<p>سال ۱۲۲ خورشیدی، شرق شهر ری با بزرگی ۲/۷ ریشتر</p>
<p>سال ۲۳۴ خورشیدی، شهر ری با بزرگی ۱/۷ ریشتر</p>
<p>سال ۳۳۷ خورشیدی، ری- طالقان- شمیران با بزرگی ۷/۷ ریشتر</p>
<p>سال ۵۵۶ خورشیدی، ری- کرج- قزوین با بزرگی ۲/۷ ریشتر</p>
<p>سال ۱۰۴۴ خورشیدی، زلزله دماوند با بزرگی ۵/۶ ریشتر</p>
<p>سال ۱۲۰۹ خورشیدی، دماوند- شمیرانات با بزرگی ۱/۷ ریشتر</p>
<p>سال ۱۳۴۱ خورشیدی، بوئین زهرا با بزرگی ۲/۷ ریشتر</p>
<p>سال ۱۳۵۲ خورشیدی، ورامین و ایوانکی با بزرگی ۵ ریشتر</p>
<p>سال ۱۳۶۹خورشیدی، رودبار و منجیل با بزرگی ۴/۷ ریشتر.</p>
<p>سال ۱۳۷۶ خورشیدی، ورامین، ۷/۴ ریشتر</p>
<p>سال ۱۳۸۳ خورشیدی، فیروز آباد، ۳/۶ ریشتر</p>
<p>سال ۱۳۸۸ خورشیدی، شرق تهران و شمال پاکدشت، ۴ ریشتر</p>
<p>با توجه به زمین لرزه های صورت گرفته در تهران و حوالی آن، کارشناسان دوره تناوب زمین لرزه های بزرگ را در تهران در حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پیش بینی می کنند؛ آخرین زمین لرزه بزرگ بالای ۷ ریشتر در محدوده تهران را مربوط به سال ۱۲۰۹ هجری شمسی دانسته که مربوط به گسل شمال تهران است و با این حساب انتظار زمین لرزه بزرگ بالای ۷ ریشتری را در تهران دور از ذهن نمی دانند.</p>
<p><a href="../wp-content/uploads/2009/10/tehran_fault_map.jpg"> </a></p>
<div id="attachment_798" class="wp-caption aligncenter" style="width: 472px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/tehran_fault_map.jpg"><img class="size-full wp-image-798" title="tehran_fault_map" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/tehran_fault_map.jpg" alt="گسل های شناسایی شده در شهر تهران!" width="462" height="296" /></a><p class="wp-caption-text">گسل های شناسایی شده در شهر تهران!</p></div>
<p>منطقه تهران و دشت های اطراف آن جزء مناطق  گسلی پیچیده به حساب می آیند، که علت چنین گسلش پیچیده ای برآیند نیروهای وارده از سوی صفحات فلات ایران است ، به طور کلی گسل های تهران به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می شوند که به طور مختصر و برای آگاهی شما به برخی از مهمترین آنها اشاره  می کنم :</p>
<p>۱- <strong>گسل معکوس آهار:</strong>این گسل قسمتی از گسل معروف مشا فشم را تشکیل داده است که باطولی در حدود ۴۰۰ کیلو متر از جنوب غربی شاهرود در شرق ، تا آبیک در غرب ادامه دارد و شیبی در حدود ۳۵ تا ۷۰ درجه به سمت شمال دارد.قسمتی از این گسل در ناحیه آهار که یکی از سه شاخه فرعی آن است گسل آهار نامیده می شود.</p>
<p>۲- <strong>راندگی شمال تهران:</strong>این گسل در مجموع بیش از ۷۵ کیلو متر طول دارد و باعث راندگی سازند های ائوسن بر روی آبرفت های سازند های هزاردره گردیده است.ناحیه گسله در برخی موارد شامل گسل های موازی دیگری است که در سازند کرج عمل کرده است.این گسل دارای راستای شرقی ـ غربی و شیب آن به سمت شمال است.در دره حصارک شیب گسل  ۵۵-۶۵ درجه به سمت شمال ،در فرحزاد شیب آن ۸۰-۷۰ درجه به سمت شمال است.این گسل در پای کوه های البرز قرار دارد وتا نزدیکی کرج ادامه می یابد.</p>
<p><a href="../wp-content/uploads/2009/10/image034.jpg"> </a></p>
<div id="attachment_799" class="wp-caption aligncenter" style="width: 422px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/image034.jpg"><img class="size-full wp-image-799" title="image034" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/image034.jpg" alt="تصویری دیگر از گسل شمال تهران - به نزدیکی ساختمان ها به گسل دقت کنید" width="412" height="309" /></a><p class="wp-caption-text">تصویری دیگر از گسل شمال تهران - به نزدیکی ساختمان ها به گسل دقت کنید</p></div>
<p>3- <strong>گسل معکوس امامزاده داوود:</strong> راستای شمال غرب ـ جنوب غرب دارد و از حوالی امامزاده داوود عبور می کند.این گسل معکوس دارای شیبی معادل ۸۰ درجه به سمت شمال شرق  است.در حوالی ولنجک این گسل به گسل شمال تهران می پیوندد.</p>
<p>۴- <strong>راندگی پورکان ـ وردیج:</strong> از حوالی پورکان (در مسیر جاده کرج چالوس)تا وردیج و سپس شمال کن و فرحزاد ادامه می یابد ودارای راستای شمال غرب جنوب شرق است.</p>
<p>۵- <strong>گسل کهریزک:</strong> از شمال سلطان آباد در غرب تا کهریزک و سپس شمال شمس آباد در شرق امتداد یافته و راستایش شرقی غربی و طولش بیش از ۴۰ کیلومتر است. این گسل دیواره ای به ارتفاع ۱۰-۱ متر در آبرفت های جنوب تهران ایجاد کرده است.</p>
<p><a href="../wp-content/uploads/2009/10/image048.jpg"> </a></p>
<div id="attachment_800" class="wp-caption aligncenter" style="width: 458px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/image048.jpg"><img class="size-full wp-image-800" title="image048" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/image048.jpg" alt="اختلاف ۳ متری در منطقه کهریزک ناشی از گسل کهریزک - به ساختمان مجاور آن توجه کنید" width="448" height="336" /></a><p class="wp-caption-text">اختلاف ۳ متری در منطقه کهریزک ناشی از گسل کهریزک - به ساختمان مجاور آن توجه کنید</p></div>
<p>6-<strong>راندگی نیاوران:</strong> با راستای شمال شرقی ـ جنوب غربی وبا طولی حدود ۱۳ کیلومتر از سعادت آباد تا نیاوران و شمال اقدسیه امتداد می یابد.</p>
<p>۷- <strong>گسل محمودیه:</strong> گسلی با سازوکار کششی واقع در کناره شمالی بزرگراه ترشت با راستای شرقی ـ غربی است.</p>
<p>۸-<strong> گسل شبان کوثر:</strong> در شمال تهران پارس با طول ۳ کیلو متر و راستای شرقی ـ غربی واقع است.</p>
<p>۹- <strong>گسل شمال ری:</strong> در حوالی عظیم آباد در کناره جنوبی بزرگراه ری ـ بهشت زهرا قرار دارد و دیواره ای به ارتفاع ۲ متر را بوجود آورده است. امتداد آن شرقی ـ غربی بوده و طولی حدود  ۵/۱۶ کیلو متر دارد.</p>
<p>۱۰- <strong>گسل جنوب ری:</strong> ۱ تا ۲ متر اختلاف ارتفاع در رسوبات آبرفتی ایجاد کرده است. ۵/۱۸ کیلومتر طول دارد و امتدادش شرقی ـ غربی است</p>
<p>در کل آنچه که برآورد کارشناسان لرزه شناسی و مدیریت بحران است بیشترین آسیب پذیری تهران از ناحیه دو گسل شمال تهران و گسل های ری است. به طوری که بزرگی احتمالی این دو گسل در صورت لرزیدن ۸ تا ۹ ریشتر برآورد شده است که می تواند مستحکم ترین سازه ها را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.  به نقشه زیر توجه کنید :   با توجه به نقشه مشاهده می شود که قسمت اعظم مناطق ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ دارای شدت ۹ MM  بوده و در صورت فعالیت &#8220;گسل ری&#8221; محتمل بیشترین خسارت خواهد بود. شدت زلزله در سایر مناطق تهران، بطور عمده ۸ خواهد بود. در همین مناطق نیز بدلیل ساختار نامناسب ۷۰-۶۰ درصد ساختمانها در برخی از مناطق، خسارت سنگین دیده یا بطور کامل ویران خواهند شد. تعدادی از ساختمانها نیز بدلیل رعایت اصول ایمن سازی، بدون هیچگونه خسارتی پایدار خواهند ماند. در برخی از قسمتهای شمال شرقی، شمال غربی شدت زلزله ۷ <strong>(VII)</strong> <strong> </strong>خواهد بود که علت اصلی کاهش شدت در این مناطق، فاصله از گسل و علت دیگر آن نوساز بودن ساختمانها و رعایت اصول ایمن سازی در آنهاست.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_801" class="wp-caption aligncenter" style="width: 468px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/tehran_jica1.jpg"><img class="size-full wp-image-801   " title="tehran_jica1" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/tehran_jica1.jpg" alt="نقشه پراکندگی شدت زلزله - (مدل گسل ری)" width="458" height="329" /></a><p class="wp-caption-text">نقشه پراکندگی شدت زلزله - (مدل گسل ری)</p></div>
<p>با این حال تبعات قدرت و تخریب زمین لرزه فقط منحصر به گسل ها نبوده و عوامل موثر دیگری در افزایش شدت لرزه خیزی و تخریب در تهران وجود دارد.</p>
<p>برخی از این عوامل که اثر بخشی بیشتری دارد و به دو دسته کلی طبیعی و مصنوعی تقسیم می گردد ؛ به شرح زیر است:</p>
<p>۱-  <strong>سطح آب زیر زمینی در تهران :</strong> در بخش عمده ای از منطقه تهران و به ویزه در جنوب و مرکز شهر سطح آب زیر زمینی از حد متوسط بالاتر است. این مسئله در شدت بخشی زمین لرزه بسیار موثر است، به طوری که در برخی نقاط جهان که وضعیتی همانند شهر تهران دارند، قدرت تخریب زمین لرزه دوبرابر گزارش شده است. صورت مسئله فقط منتهی به سطح آب زیرزمینی نمی شود، در تهران تعداد بسیار زیادی کاریز (قنات) مفقود وجود دارد که در زیر خیابان های شهر جاری است. بعضا اخباری مبنی بر نشست یک خیابان یا منزلی و یا فرو ریختن بخشی از دیوراه تونل مترو را در جراید و سایت ها می شنوید که بخش عمده ای از آنها متاثر از همین کاریزهاست. دستگاه های مربوطه بایدتوجه ویژه ای به بحث کنترل سطح ایستابی تهران داشته و همچنین کاریزها و چاه های شهر تهران سامندهی کنند</p>
<p>۲- <strong>آبرفتی بودن منطقه تهران :</strong> مرکز و جنوب شهر تهران بر روی خاک های آبرفتی واقع شده است. از آنجا که زمین های آبرفتی جزء ضعیف ترین زمین ها برای ساخت و ساز به حساب می آیند و پی سازه ها در چنین سازه هایی کمترین استقامت  را دارا می باشند، بنابراین بخش عمده ای از ساختمان ها در مرکز و جنوب تهران که عمدتا فرسوده و غیر مقاوم می باشند، در اثر زمین لرزه با بحران واژگونی و از بن فرو ریختن مواجه می گردند. خطر زمین های آبرفتی تا بدان جاست که اگر زمین لرزه ای در شمال تهران روی دهد حد خرابی های منطقه مرکزی و جنوب تهران (بر فرض اینکه تمامی ساختمان ها مقاوم باشند) بیش از کانون زلزله که در شمال تهران می باشد، خواهد بود.</p>
<p>۳- <strong>ساخت و ساز در حریم گسل ها :</strong> عدم نظارت بر مراحل ساخت و همچنین ساخت و ساز غیر اصولی در حریم گسل ها، یکی از مسئل حاد و جدی در خطر زمین لرزه تهران است. نابودی مستحکم ترین سازه های ساخته شده توسط بشر، در حریم گسل های فعال که قدرت لرزه خیزی آنها به ۷ ریشتر می رسد قطعی است.</p>
<p>۴- <strong>منازل غیر مقاوم و غیر استاندارد :</strong> بخش عمده ای از منازل مسکونی تهران قدیمی و یا به اصطلاح کلنگی است و بخشی دیگر در عین نوساز بودن، مقاوم و اصولی ساخته نشده است.</p>
<p>۵- <strong>غیر ایمن بودن سازمان ها ، بیمارستان ها و مدارس:</strong> آنچه که در تلفات احتمالی شهر تهران نقش بسیار مهمی را ایفا می کند، مدیریت صحیح بحران است. متاسفانه بخش عمده ای از مراکز هدایت و کنترل بحران هایی چون زلزله، خود غیر ایمن می باشند، آمارهای اولیه خبر از غیر مقاوم بودن حدود ۷۰ درصد بیمارستان هاو مراکز امدادی دارد، به طوری که ساختمان بیشتر آنها فرسوده و عمر تقریبی بیشتر آن ها بیش از ۴۰ سال است. ادارات و مراکز دولتی نیز از این مسئله مستثنی نیستند. اما آنچه که باید مورد توجه ویژه قرار گیرد، مدارس است، وقوع زمین لرزه در طول روز و خرابی ساختمان مدارس، می تواند یک تراژدی بزرگ را رقم بزند.</p>
<p>۶-  <strong>معابر و راههای مواصلاتی غیر استاندارد:</strong> یکی از بزرگ ترین مشکلات مواجهه در هنگام زمین لرزه و بعد از خرابی ها ، راهها و معابر هستند که در صورت باریک بودن  و غیر استاندارد بودن ، می توانند در افزایش چشم گیر تلفات در منطقه سانحه موثر باشند و آنچه که می توانند این مسئله را بغرنج کند، سازه های شیشه ای و غیر ایمن در کنار معابر است.</p>
<p>۷-  <strong>کمبود زمین های باز در مرکز شهر :</strong> یکی از عوامل موثر در امداد رسانی، وجود زمین های باز و فضای سبز گسترده در سطح شهر است که می تواند محل مناسبی برای اسکان اولیه آورگان ناشی از زلزله و همچنین محل مناسبی برای امداد رسانی و حمل و جابجایی هوایی باشد. آنچه که در شهر تهران طی نیم قرن اخیر به آن توجه نشده، عدم توجه به احداث محوطه های باز و فضای سبز است.</p>
<p>۸- <strong>کمبود مراکز پشتیبانی و امدادرسانی در سطح شهر :</strong> عدم ساخت و ساز بیمارستان و مراکز امداد و نجات همزمان با گسترش شهر تهران از یک سو و تعداد اندک ماشین آلات عمرانی برای آوار برداری همگی خبر از روند سخت و پیچیده امداد و نجات مصدومان حادثه در زلزله فرضی تهران می دهد.</p>
<p>۹- <strong>کمبود ایستگاه های آتش نشانی :</strong> با توجه به گستردگی شبکه انتقال گاز در شهر تهران و احتمال حریق در هنگام زلزله ، کمبود ایستگاه های آتش نشانی در سطح شهر و کپسول های آتش خاموش کن در ساختمان ها وهمچنین آموزش ضعیف در این باره؛ آتش سوزی می تواند عواقب بسیار بدی را در شهر تهران رقم بزند. زلزله های سانفرانسیسکو، شانگهای، توکیو نمونه های بارز تلفات بالا در اثر آتش سوزیست.</p>
<p>۱۰- <strong>تاسیسات فرسوده آب شهری و برق :</strong> بخش عمده ای از تاسیسات آب و برق در تهران فرسوده و دارای ضعف است که در هنگام زمین لرزه باعث افزایش آسیب پذیری محیط زلزله می شود</p>
<p>۱۱-  <strong>تزئینات داخلی غیر استاندارد در منازل :</strong> درصد بسیار بالایی از تزئینات داخلی منازل در ایران تنها بر اساس زیبایی پیاده سازی شده است و هیچ گونه تمهیدات فنی در آنها در نظر گرفته نشده است. به عنوان مثال می توان به آشپزخانه منازل اشاره کرد؛ در آشپزخانه آنچه در انتخاب کابینت از منظر مشتری ایرانی مورد توجه قرار می گیرد، شاید تنها دوام و زیبایی است ، این درحالی است که در کشورهای لرزه خیز مانند ژاپن ،  عناصر مهم برای انتخاب کابینت ، حفظ وسائل داخل آن در هنگام زمین لرزه است. شایان ذکر است که در هنگام زمین لرزه هایی با بزرگی ۷ ریشتر تمامی وسایل و تزئینات داخلی ساختمان از محل خود جدا شده و به اطراف پرتاب می گرد. حال خود قضاوت کنید که دکورها و آشپزخانه های غیر استاندارد در منازل ما تا چه حد می توانند برای ساکنان خود خطرساز باشند.</p>
<p>۱۲- <strong>ضعف آموزش مقابله با بحران در میان خانواده های تهرانی :</strong> از مجموع آموزش های انجام شده در طول سال های اخیر که در قالب مانورهای زلزله صورت گرفته، تنها بخش کوچکی از وظایف افراد در قبال وقوع زلزله آموزش داده است. البته مجموعه آموزش هایی که تاکنون دیده اید را جدی بگیرید. برای آنکه متوجه ارزش این آموزش ها شوید، به عکس زیر توجه کنید.اما این مطلب را هم مدنظر داشته باشید که پناه گرفتن شما تنها بخش کوچکی از وظایف شما در حین وبعد از زلزله است.</p>
<div id="attachment_802" class="wp-caption aligncenter" style="width: 510px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/2.jpg"><img class="size-full wp-image-802" title="2" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/2.jpg" alt="همیشه آموزش های (هرچند ساده) مانورهای زلزله را جدی بگیرید." width="500" height="332" /></a><p class="wp-caption-text">همیشه آموزش های (هرچند ساده) مانورهای زلزله را جدی بگیرید.</p></div>
<p>حال که وضعیت موجود برای همه مشخص شد و کمی نگاه شما نسبت به زمین لرزه تهران واقع بینانه شد، چه باید کرد، باید از این شهر فرار کرد؟! یا خود را واگذار به تقدیر کرد؟! آیا فرصتی باقی مانده یا این که باید انتظار حادثه را کشید.</p>
<p>در جواب باید گفت ، اولا تا وقتی که زمین لرزه روی نداده است می توان دست به اقدامات پیش گیرانه از حوادث ناشی از زمین لرزه زد، هرچند مقاوم سازی شهر تهران هزینه زیادی را در بر دارد، اما شروع به مقاوم سازی ، ولو نهایتا منجر به مقاوم سازی یک واحد مسکونی شده باشد می تواند گامی مثبت باشد، چرا که حداقل به تعداد نفرات حاضر در آن ساختمان از تلفات زمین لرزه کاسته می شود.</p>
<p>در ثانی بسیاری از اقدامات موثر و کم هزینه وجود دارد که با انجام آن می توان حد آسیب پذیری افراد را در هنگام زمین لرزه کاهش داد که به عنوان حسن ختام مطلبم به آنها اشاره می کنم. باشد که موثر افتد:</p>
<p>۱-آنچه که در قبل و هنگام وقوع زمین لرزه و بعد از آن می تواند در مدیریت صحیح شما بسیار موثر باشد، حفظ آرامش و خونسردی شماست. ذکر و یاد خدا همیشه و همه جا آرامش بخش دلها بوده و یقینا امید به خدا و تلاش در اموری که نیاز به حضور شما دارد می تواند موفقیت و سلامت شما را تضمین کند.</p>
<p>۲-  در هزینه های جاری خود بخشی از درآمد خود را صرف مقاوم سازی محل سکونت خود کنیم. البته هزینه های بازسازی و مقاوم سازی منازل بسیار بالاست اما می توان با مشاوره از متخصصان مجرب  بخش عمده ای از هزینه ها را تقلیل و یا حذف نمود. دراین باره دولت نیز می تواند با در نظر گرفتن وام های بازشازی و مقاوم سازی مسکن، گام بسیار موثری در سرعت بخشیدن به بازسازی بافت های فرسوده تهران بردارد.</p>
<p>۳- در تزئینات داخلی منزل خود، بحث مهم زمین لرزه را در نظر داشته باشیم. قاب عکس ها را با بست های  ویژه به دیوار الصاق کنید. بر در کابینت ها و کمد های بدون قفل، بست و قفل های ویژه ای که برای همین منظور در نظر گرفته شده است، استفاده کنید. کمدها را با پیچ به دیوار محکم کنید. از دکورهای تماما شیشه ای صرف نظر کنید. از قرار دادن وسائل سنگین بر روی قفسه ها و کمد ها جدا خودداری کنید. یکی از خطرناک ترین محل های موجود در منازل، راه پله هاست. راه پله ها باید دارای نرده و محافظ باشند و همچنین باید از مفروش کردن راه پله ها و هرآنچه که می تواند باعث لغزش فرد در هنگام خروج از ساختمان شود جدا خود داری کرد.منازلی که دارای لوستر هستند، یا باید از لوسترها صرف نظر کنند و یا باید توسط بستهای ویژه به سقف مهار شوند. بست های که به صورت عادی از آنها استفاده می شوند در برابر زمین لرزه ها ایمن نبوده و با کوچک ترین لرزشی شکسته می شوند. از قرار دادن وسائل اضافی که مانع حرکت سریع افراد در هنگام بحران می شود خودداری کنید. از قرار دادن وسائل تزئینی در گوشته های ساختمان خودداری کنید، گوشه های اتاق جان پناه های خوبی برای شما هستند.</p>
<p>۴- وجود کپسول های آتش خاموش کن در منازل یک ضرورت است. همیشه از شارژ بودن کپسول مطمئن باشید و طریقه استفاده از آن را به خوبی یاد بگیرید. همچنین محل نصب کپسول در منزل باید جایی باشد که دسترسی به آن راحت و سریع باشد. همچنین ادارات، بیمارستان ها، مدارس و.. نیز باید مجهز به سیستم اتفاء حریق باشد. توجه داشته باشید که وقوع آتش سوزی در بعد از زلزله می تواند خسارت های جبران ناپذیری را در پی داشته باشد؛ زیرا  اولا معمولا آب شهری بعد از زمین لرزه قطع می گردد و در ثانی به علت خرابی های احتمالی دسترسی خودروهای آتش نشانی به محل حریق کُند و یا تقریبا غیر ممکن می گردد. بنابراین توجه به سیستم اتفاء حریق در تهران یک امر بسیار مهم و ضروری است.</p>
<p>۵-  وجود جعبه کمک های اولیه در منزال، می تواند در درمان جراهت های سطحی موثر باشد</p>
<p>۶-  برای یک هفته افراد خانواده خود، آب ، غذاهای کنسروی، خشکبار، بیسکویت و هرآنچه که ماندگاری زیادی داشته باشد در امن ترین قسمت منزل خود قرار دهید. توجه داشته باشید که هر هفته آب نگهداری شده و هر چند ماه غذاهای کنسروی و خشکبار خود را تعویض نمایید.</p>
<p>۷- برای هر منزل وجود جعبه ابزار ضروری است. وجود ابزار در منزل می تواند از افزایش خرابی های بعد از زمین لرزه جلوگیری کند. جلوگیری از نشت آب ، گاز ، ترمیم اتصالات برق ، و همچنین وجود ابزاری برای آوار برداری می تواند کمک بسیار خوبی برای شما باشد.</p>
<p>۸-  در منزل خود حتما رادیو جیبی و همچنین چراغ قوه و وسائل روشنایی اضطراری داشته باشید. معمولا بعد از وقوع زمین لرزه شبکه برق قطع می گردد،وجود وسائل روشنایی اضطراری می تواند کمک مناسبی برای شما باشد. همچنین به وسیله رادیو جیبی می توانید از اطلاعیه های ستاد بحران و اخباری که برای امداد به شما ضروری است آگاه گردید.</p>
<p>۹- در منزل خود مانور زلزله (امداد و نجات) را بارها تمرین نمایید و برای افراد منزل یا آپارتمان خود مسئولیت های لازم در جهت مقابله با بحران را مشخص کنید. به طور مثال در یک آپارتمان، گروهی از افراد حاضر در ساختمان باید مسئولیت امداد پزشکی را بپذیرند و دوره های آموزشی لازم را در این زمینه ببیند و به تعدادی دیگر از افراد ساختمان در همین قالب آموزش دهند؛ گروهی دیگر نیز باید مسئولیت تخلیه افراد(افراد کهنسال، کودکان، مجروحان و احیانا فوت شدگان) ساختمان را داشته باشند و تعدای از سکنه ساختمان نیز باید  تحت امر ایشان باشند. گروهی دیگر نیز مسئول مبارزه با حریق می شوند که با وسائل تهییه شده می توانند حریق را مهار نمایند. (توجه داشته باشید که در هنگام بحران،نیروها باید به صورت هماهنگ عمل کنند، پس باید بارها مراحل امدادو نجات را تمرین کنند) نکته قایل توجه آنکه صدا و سیما می تواند در این زمینه موثرترین نقش را ایفا نماید.</p>
<p>در پایان نکاتی که اشاره شد، شاید در نظر مخاطب مورد اهمیت قرار نگیرد، اما باید متذکر شویم که تمامی نکات فوق در کشورهایی مانند ژاپن که در مهار زمین لرزه موفق بوده اند اجرا شده است.</p>
<p>موفق باشید</p>
<p>_________________________________________</p>
<p>منابع :</p>
<p>-  گزارش ریزپهنه بندی گسلش در تهران – آژانس همکاریهای بین‌المللی ژاپن (جایکا(</p>
<p>-  پایگاه مرکز لرزه شناسی اروپا &#8211; مدیترانه</p>
<p>-  نقشه ۱/۲۵۰۰۰۰ زمین شناسی تهران</p>
<p>-  پایگاه مرکز لرزه نگاری کشوری – وابسته به موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران</p>
<p>- پایگاه ملی داده های علوم زمین</p>
<p>- پایگاه پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله</p>
<p>-  مهدی زارع – تعریف حریم و مساله ساخت و ساز در پهنه گسل های بنیادی ناحیه تهران – دانشگاه تهران</p>
<p>___________________________________________________________</p>
<p>لینک مطلب در :</p>
<p><a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&amp;id=48848" target="_blank">رجانیوز</a></p>
<p><a href="http://parsine.com/fa/pages/?cid=19720" target="_blank">پارسینه</a></p>
<p><a href="http://www.consbank.com/analysis-101.html" target="_blank">بانک اطلاعات ساختمان</a></p>
<p><a href="http://www.bmsu.ac.ir/Services/Article/View.aspx?OId=1130" target="_blank">دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله</a></p>
<p><a href="http://jahannews.com/vdcb9gb8zrhb80p.uiur.html" target="_blank">جهان نیوز</a></p>
<p><a href="http://iusnews.ir/?pageid=2105" target="_blank">خبرنامه دانشجویان ایران</a></p>
<p><a href="http://zamannews.ir/View.aspx?ID=890206045" target="_blank">شبکه خبری زمان</a></p>
<p><a href="http://www.hamandishi.com/More_News.asp?id=75658" target="_blank">پایگاه هم اندیشی</a></p>
<p><a href="http://www.esteghamat.ir/pages.asp?id=6660" target="_blank">وب سایت خبری تحلیلی استقامت</a></p>
<p><a href="http://www.rahva.ir/component/content/article/62-lastnews/8793-nes.html" target="_blank">پایگاه خبری تحلیلی رهوا</a></p>
<p><a href="http://www.pw-arzeshi.com/" target="_blank">پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی</a></p>
<p><a href="http://www.mersad20.com/1388-06-18-11-34-37/692-baresi-zelzele-tehran" target="_blank">گروه فرهنگی سیاسی مرصاد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=796</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جناب آقای جیمی کارتر &#8230;.</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=781</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=781#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Apr 2010 09:12:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>abbasimehr</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[25 april 2010]]></category>
		<category><![CDATA[ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[نامه به جیمی کارتر]]></category>
		<category><![CDATA[واقعه طبس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=781</guid>
		<description><![CDATA[شما و هم مسلکانتان، آن روزها باور نمی کردید که این ملت عقب افتاده (از منظر شما) نه تنها بتواند دست نشانده شما را از کشورش بیرون کند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/jimmy-carter.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-782" title="jimmy-carter" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/jimmy-carter.jpg" alt="" width="338" height="341" /></a><span id="more-781"></span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: Arial; font-size: small;">به نام خداوند  درهم شکننده جاه و جبروت فرعون و هامان  و جالوت</span></p>
<p><strong>جناب آقای </strong><strong>جیمز ارل کارتر</strong><strong> </strong><strong> </strong><strong>(جیمی کارتر)</strong></p>
<p><strong>رئیس جمهور اسبق آمریکا</strong></p>
<p>به یقین سلام مرا پذیرا هستید، چون نامه ای که پیش رو دارید از سوی جوانی است که ملتش را به خوبی می شناسید، ملت و کشوری که تا سه دهه پیش، شما و هم مسلکانتان آن را جزیره ثبات برای اهداف خود می دانستید و آن را رام شده دست خود می دیدید و دولت هایش را به امر خود جابجا می کردید، در چنان شرایطی فکرش هم نمی کردید که همین کشور عقب افتاده جهان سومی (از منظر شما) و ملتش بتواند آینده سیاسی شخص شما را به نابودی بکشاند و کشورتان را تحت شعاع شعارها و رفتارهایش قرار دهد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/carter-pahlavi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-783" title="carter-pahlavi" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/carter-pahlavi.jpg" alt="" width="422" height="317" /></a></p>
<p>جناب کارتر!</p>
<p>لابد آن روزهای خوش را فراموش نکرده اید که قلب خاورمیانه (ایران) را در اختیار خود داشتید،ثروتش را در خدمت سیاست هایتان و سیاسیونش را جیره خوار ثروت خود قرار داده بودید، هر آنچه تصمیم شما بود،  امر اعلیحضرت می شد و دلخوش آن بودید که خاورمیانه را به استعمار خود در آورده اید.</p>
<p>البته نباید یک سویه گفت، ملت ما هم شما را به خوبی یاد دارد، مستشاران نظامیتان را که حق توحش از ملت ما طلب می کردند را به خوبی می شناسد؛ <span style="font-family: Arial; font-size: small;">کارشناسانتان را که تحت لوای انجام پروژه  ها، ثروت ملت ایران را چپاول می کردند و  اجازه دخالت در هیچ پروژه و پروسه ای را  به دانشمندان ما نمی دادند، به یاد دارد</span>. <span style="font-family: Arial; font-size: small;"> کودتای ۲۸ مرداد راهم به یاد دارد که تئوریسین  های نظامی _و بهتر بگوییم کودتاچیان شما_  این اجازه را به خود دادند که دولت مصدق  را برکنار و دولت نظامی زاهدی را منصوب  نمایند. ملت ما لایحه ی کاپیتولاسیون را  هم بیاد دارد، کما اینکه لحظه لحظه تاریخ  معاصر خود را که شاهد به یقما رفتن ثروت  ملی ایران توسط شما و پدران انگلسیس تان  بوده است، بیاد دارد.</span></p>
<p>جناب کارتر!</p>
<p>شما و هم مسلکانتان، آن روزها باور نمی کردید که این ملت عقب افتاده (از منظر شما) نه تنها بتواند دست نشانده شما را از کشورش بیرون کند، بلکه بساط استعمارگری شما را نیز بر هم بزند. شما باور نمی کردید که عده ای دانشجو با تعلیمات برگرفته از مقتدای خود، سفارتخانه (بخوانید جاسوس خانه) دولت شما را در تهران به تسخیر خود درآورد. شما آن روز فکر می کردید که این اتفاق برای دولت مطبوعتان یک اتفاق ساده است و باز هم باور نمی کردید که در حل این مسئله این چنین به استیسال کشیدده شوید.</p>
<p>در خیال خود می پنداشتید که آزادی چند اسیر، آن هم از دست چند دانشجو، برای تفنگدران دریایی آمریکا که می توانند با قدرت نظامی خود نسل ایرانیان را از صحنه گیتی محو نمایند، دیگر کاری ندارد! به واسطه همین توهم بزرگ، دست به حمله نظامی زدید، که شاید بتوانید آبروداری کنید و جاسوسان خود را از دست دانشجویان رها کنید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/25april-iran-usa.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-784" title="25april-iran-usa" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/04/25april-iran-usa.jpg" alt="" width="455" height="309" /></a></p>
<p>نمی دانم آن روز که خبر شکست مفتضاحنه تفنگدارانتان را به دلیل طوفان شن در طبس شنیدید، به چه وضعیتی دچار شدید؟! یقیینا تاساعت ها هضم این اتفاق (از منظر شما) و معجزه (از منظر ما) برای شما و کارشناسان ارشد نظامیتان سخت بود.</p>
<p>رئیس جمهور سابق آمریکا!</p>
<p>امروز سی سال از آن روزها می گذرد، امروز این شما هستید و ملت ایران، این دیروز و امروز دولت شما! و این دیروز و امروز ملت ایران! ؛خود قضاوت کنید که امروز، شما نزد ملت ها محبوب تر هستید یا ملت ایران؟!</p>
<p>یقینا از پیشرفت های دانشمندان ایرانی در عرصه فناوری هسته ای،نانو، ژنتیک، پزشکی و فضایی مطلع هستید؛ اخبار توانمندی های نظامی ایران را هم حتما شنیده اید.</p>
<p>چه شده ، ایرانی که سی سال پیش تمام توانایی نظامیش منحصرا در اختیار مستشارن شما بود و در وابستگی مطلق به سر می برد، امروز در برابر شما صف آرایی کرده و قدرت نظامی خود را که بر پایه دانش بومیست به رخ شما می کشد؛ لابد شنیدن این اخبار برای شما که روزی ملت ایران را لایق آفتابه سازی هم نمی دانستید، عذاب آور است؛ از نظر ما اشکالی ندارد، ما شاگرد مکتبی هستیم که استادش در آغازین روزهای پیروزی  انقلاب گفت  که&#8221; به آمریکا بگویید از دست ما عصبانی باش از این عصبانیت بمیر&#8221;!</p>
<p>آقای کارتر</p>
<p>می دانم که باور نکرده اید، آن چرا که باید باور می کردید!!. چرا که اگر  بیداری ملت ایران و سایر ملت ها را و دست حمایت خدا در دفاع از این ملت آگاه را باور کرده بودید؛  و به قدرت طلبان بعد از خود می گفتید که تکرار اشتباهات شما را نکنند؛ ملت ها را تهدید به استفاده از سلاح هسته ای نکنند!؛ بیش از این کشورها را به اشغال خود در نیاورند! و این چنین کودکان و زنان بی گناه را به خاک و خون نکشند!.</p>
<p>اما صد افسوس برای شما ،برای گذشتگان شما و برای آیندگان شما. گویا وجه اشتراک همه شما در خون ریزی، ظلم، ستم و تجاوز است و افتخار شما پیشرفت کشور خود بر پایه به استضعاف کشیده شدن جهان. پس بر طبل ظلم و جنایت خود بکوبید که آینده از آن صالحان است و دور نخواهد بود آن روزی که صدای شکسته شدن ستون های &#8220;کاخ ظلم و بی داد سفید&#8221; به گوش همگان برسد که دنیای بدون شما و هم مسلکانتان دنیای زیباتری برای ملت ها خواهد شد.</p>
<p>پس می ایستیم، که راز ماندن و با افتخار زندگی کردن را در ایستادگی در برابر سیاست های ظالمانه شما و دوستانتان می دانیم.</p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;">به امید پیروزی مستضعفان جهان بر مستکبران  جهان</p>
<p style="text-align: center;">جوان ایرانی</p>
<p style="text-align: center;">۲۵ آوریل ۲۰۱۰</p>
<p style="text-align: center;">مصادف با سی امین سالگرد شکست نیروهای آمریکایی در صحرای طبس</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=781</wfw:commentRss>
		<slash:comments>28</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;علی میهن دوست&#8221; را بهتر بشناسیم!!</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=757</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=757#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 16:10:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>abbasimehr</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن حجتیه]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن ضد وهابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جلال الدین فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عی میهن دوست]]></category>
		<category><![CDATA[لطف الله میثمی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد میهن دوست]]></category>
		<category><![CDATA[نشریه پیام شهر]]></category>
		<category><![CDATA[گروهک رجوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=757</guid>
		<description><![CDATA[در پاسخ به انتشار مصاحبه مرحوم محمد میهن دوست درباره علی میهن دوست در نشریه پیام شهر توسط جناب شکیب]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>در پاسخ به انتشار مصاحبه مرحوم محمد میهن دوست درباره علی میهن دوست در نشریه پیام شهر توسط جناب شکیب</strong></p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_761" class="wp-caption aligncenter" style="width: 291px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/payamshahr1.JPG"><img class="size-full wp-image-761" title="payamshahr" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/payamshahr1.JPG" alt="ویژه نامه دهه فجر پیام شهر - مصاحبه . مطلب یک جانبه آقای شکیب" width="281" height="374" /></a><p class="wp-caption-text">ویژه نامه دهه فجر پیام شهر - مصاحبه . مطلب یک جانبه آقای شکیب</p></div>
<p style="text-align: center;">
<p>لابد نشریه <a href="http://www.payamshahr.ir/" target="_blank">پیام شهر</a> می خوانید، نشریه ای که با رویکردی اجتماعی و وابسته به شهرداری قزوین در عرصه رسانه ظاهر شده و شاید پر مخاطب ترین جریده شهر قزوین به شمار می رود. در آخرین شماره منتشر شده آن از درج مطلبی در ویژه نامه دهه فجر آگاه شدم که با تیتر &#8220;<a href="http://www.payamshahr.ir/?type=dynamic&amp;lang=1&amp;id=1409" target="_blank">با شهید علی میهن دوست؛ فرمان تیر برای پسرت صادر شده است</a>&#8221; خود نمایی می کرد. مطلبی که به کوشش جناب آقای حسن شکیب تهیه شده بود.</p>
<p><span id="more-757"></span></p>
<p>ابتدا شکه شدم که بعد از سه دهه ، چه شده که جریده شهرداری قزوین به سراغ علی میهن دوست رفته است و بعد با خود گفتم که دانستن حق مردم است! و چه اشکالی دارد مردم از گذشته شهر و همشهریان خود بدانند. تا اینکه با مطالعه آن به خود حق دادم که به عنوان یک شهروند کوچک قزوینی معترض! درباره علی میهن دوست بنگارم که شاید حق مطلب ادا شود و واقعیت آن را برای برخی به اصطلاح روزنامه نگاران مدعی و مردم شریف قزوین روشن شود.</p>
<p>از مصاحبه مرحوم محمد میهن دوست (پدر علی) که بسیاری از واقعیت های زندگی علی را نگفته است(اگر جناب شکیب سانسور نکرده باشند!؟) که بگذریم؛ پاراگراف پایانی این مطلب که به صورت کاملا سانسور شده منتشر شده را عینا منتقل می کنم تا خود قضاوت کنید از این خوش خدمتی !!؟</p>
<div id="attachment_770" class="wp-caption aligncenter" style="width: 179px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/neveshteh.jpg"><img class="size-full wp-image-770" title="neveshteh" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/neveshteh.jpg" alt="متن منتصب به جناب شکیب" width="169" height="229" /></a><p class="wp-caption-text">متن منتصب به جناب شکیب</p></div>
<blockquote><p>علی میهن دوست در سال ۱۳۲۴ در یک خانواده مذهبی در قزوین به دنیا آمد؛ او تنها فرزند خانواده بود. در دوران دبیرستان٬ مدتی در انجمن ضد بهاییت فعالیت داشت و در همان اوقات با کتاب‌های مذهبی نیز آشنایی پیدا کرد.<br />
وی پس از پایان دوره متوسطه به تهران آمد و در دانشکده فنی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد.<br />
با ورود به دانشگاه، فعالیت‌های انقلابی‌اش علیه رژیم طاغوت را آغاز نمود که با توجه به فعالیت‌هایش، اول شهریور ماه سال ٬۱۳۵۰ توسط ساواک شناسایی شد و از این رو متواری گردید ولی سرانجام در مهر ماه ٬۱۳۵۰ ساواک موفق شد او را در منزل یکی از بستگانش در تهران دستگیر و در فروردین ماه سال ۵۱ در بیدادگاه پهلوی محکوم به اعدام نماید.</p></blockquote>
<p><strong>اما توضیحات بنده نوعی :</strong></p>
<p>جناب شکیب در نوشته فوق انجمن ضد بهاییت را به خوبی برای افکار عمومی و نسل جوان معرفی نفرموده اند و نام اصلی آن را که به <strong>انجمن حجتیه</strong><a href="#_ftn1"><strong><strong>[۱]</strong></strong></a> معروف است از قلم انداخته اند! انجمنی که قلب امام و انقلابیون را در زمان حکومت طاغوت خون می کرد و  عامل انحراف در متدینین بوده و در شرایط کنونی اختلافات جدی با نظام جمهوری اسلامی دارد.</p>
<p>ایشان به فعالیت های علی در دانشکده فنی اشاره نمی کند و خیلی گذرا از ان می گذرد و نمی گوید که علی میهن دوست (معروف به علی عقیدتی) از اعضای اصلی مرکزیت <strong>سازمان مجاهدین خلق ایران!</strong> بوده است</p>
<p>مستندات تاریخی می گوید که در سال ۱۳۴۸ حنیف نژاد ، سعید محسن ، بدیع زادگان ، علی باکری ، بهمن بازرگانی محمود عسکری زاده ، ناصر صادق ، نصرالله اسماعیل زاده ، حسین روحانی و <strong>علی میهن دوست</strong> اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهیدن خلق بوده اند.</p>
<p>خوب است بدانید که بعد از شکل گیری رسمی سازمان در شهریور سال ۱۳۴۴ توسط حنیف نژاد، سعید محسن و حسن نیک بین، در سال ۱۳۴۶ سازمان به علت  ناکافی دانستن تفسیر رسمی از دین ، با ایجاد گروه های بحث به تدوین ایدئولوژی دینی و سیاسی خود پرداخته و کوشید تا متونی را تدوین کنند که بتواند به عنوان متن آموزشی در سازمان مورد استفاده قرار دهد.</p>
<p>وظیفه ایجاد چنین جزوه هایی با گروه ایدئولوژیک بوده و این گروه متشکل از علی میهن دوست (معروف به علی عقیدتی)، حنیف نژاد، حسین روحانی ، محمد عسکری زاده، احمد رضایی و&#8230; بوه است. به گفته لطف الله میثمی نقش علی میهن دوست و حنیف نژاد در تهیه ایدئولوژی سازمان بسیار بارز بوده و جزوه های آن ها چارچوب های تئوریک سازمان را مشخص می کرده است در کتار جزوه های معروف &#8220;شناخت&#8221;  حسین روحانی و &#8220;راه انبیاء، راه بشر&#8221; نوشته حنیف نژاد جزوه &#8220;تکامل&#8221; نوشته علی میهن دوست از جزوه های معروف سازمان بوده است.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_762" class="wp-caption aligncenter" style="width: 259px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/mihandost1.jpg"><img class="size-full wp-image-762" title="mihandost" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/mihandost1.jpg" alt="علی میهن دوست - عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق - سال های 44 تا 51" width="249" height="400" /></a><p class="wp-caption-text">علی میهن دوست - عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق - سال های ۴۴ تا ۵۱</p></div>
<p>شاید برای شما نیز این سئوال مطرح شود که آن زمان یعنی دهه ۴۰ تا اوایل دهه ۵۰ ، اعضای اصلی سازمان مجاهدین را نیروهای مسلمان تشکیل می داده اند و علی هم از این قبیل نیروها بوده است!؟</p>
<p>نوشته ی این جانب نیز در مقام دادگاه تفتیش عقاید نیست و بازگو کننده اصل وقایع تاریخی است و سعی دارم که شناخت همه نسبت به افراد دو چندان گردد.</p>
<p>علی میهن دوست و اکثر افراد نسل اول سازمان مجاهدین ، اگرچه با شعار نبرد مسلحانه همراه با مشی اسلامی پا به عرصه مبارزه علیه رژیم طاغوت گذاشتند، اما برداشت های سطحی همین نسل اولی ها به دین و استراتژی بسیار چالشی &#8220;عمل صالح زمان&#8221; و نیم نگاه همگی اعضای نسل اول به مارکسیسم (به طوری که ساواک، آنها را مارکسیست های مسلمان نام گذاری کرده بود) باعث شد تا نسل های بعدی آن، مانند تقی شهرام عملا اعلام کنند که مارکسیست بوده و بیانیه تغییر ایدئولوژی سازمان را با آرم فاقد آیه شریفیه  فضل الله المجاهدین&#8230; صادر کنند!</p>
<p>در دفاعیات علی میهن دوست که به خاطر کارهای ایدئولوژیک او در سازمان به علی عقیدتی معروف شده بود در برابر اتهام رژیم به این که مجاهدین عقاید اشتراکی (التقاتی) و سوسیالیستی دارند ، چنین آمده است :</p>
<p>پایه مشترک ایدئولوژی ها محو استثمار است ، ولی دارای اختلافاتی هم هستند ، انقلابیون باید علم انقلاب زمان را فرا گیرند ، علم و تئوری و دانش بشر در اثر برخورد با دنیای خارج و کار ( عمل ) به وجود می آید &#8230;. &#8220;<strong>علم انقلاب زمان&#8221;</strong> ما چنین متد و روش انقلابی را تجویز می کند<strong><a href="#_ftn2">[۲]</a></strong>.</p>
<p>به عبارتی برای رسیدن به پیروزی باید متصل به علم انقلاب زمان خود شد و این علم در آن زمان مارکسیسم بوده ، در دهه ۶۰ ترور  و در زمان حال (گروهک رجوی) لیبرال دمکراسی علم انقلاب زمان است!</p>
<p>دانستن  نظر امام (ره) نیز  درباره مجاهیدن (دهه ۴۰ و اوایل ۵۰ یعنی هم دوره ای های علی) خالی از لطف نیست .</p>
<p>جلال الدین فارسی در خاطرات خود درباره نظر امام درباره سازمان چنین می گوید که &#8220;در سال ۱۳۵۱ جزوه شناخت را در بغداد و نجف در دست برخی اشخاص و حتی طلاب دیده است ، وی چنان از دیدن آن بهت زده شده است که تصور کرده ساواک این کتاب را ساخته و با آرم مجاهدین منتشر کرده تا آنان را بدنام کند .&#8221;</p>
<p>وی می گوید : &#8221; به طلبه ای که آن را در دست داشت گفتم : این یک کتاب ماتریالیستی است یا جامه مذهبی ! اما او پرخاش کرد که این &#8221; ثمره خون پاک شهدای مجاهد است ، هر کس حرفی علیه این کتاب بزند به خون پاک حنیف نژاد خیانت کرده است .&#8221;</p>
<p>وی پس از آن کوشیده است تا از چاپ آن در بغداد جلوگیری کند ، اما محمد منتظری به او گفته است که چاپ این کتاب به دستور سازمان انجام می شود و برگشت ناپذیراست .</p>
<p>جلال الدین فارسی کتاب را نزد امام می برد و امام هم پس از مطالعه نظر او را تأیید می کند و می گوید آقای مطهری هم به اشاره از من خواست تا مجاهدین را تأیید کنم اما من نکردم<strong><a href="#_ftn3">[۳]</a></strong></p>
<p>شهید مطهری نیز با دیدن &#8220;شناخت&#8221; در برابر آن موضع گیری کرد و در سال ۵۴ با برگزاری مباحث شناخت در قم سعی در پاسخگویی به انحرافات مجاهدین کرد.</p>
<p>در ارتباط با کتاب “شناخت مجاهدین” گفته شده است که استاد مطهری برای حل دشواری هایی که سبب نشر این کتاب به وجود آمده بود در سال ۱۳۵۶ در کانون توحید اقدام به برگزاری درس شناخت کرد که با ممانعت ساواک مواجه شد<a href="#_ftn4"><strong><strong>[۴]</strong></strong></a>.</p>
<p>در کنار جزوه شناخت ، جزوه (کتاب) تکامل علی میهن دوست  از آثاری بود که بینش مارکسیستی (تکامل داروینی) در تدوین آن سخت مؤثر بود ، در این کتاب راه خدا و راه تکامل یکی دانسته شده است ، این یکی از نظریه های بنیادی سازمان بوده که در تعریف کفر هم به کار می آمد!</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_763" class="wp-caption aligncenter" style="width: 460px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/mihandost-dadgah1.gif"><img class="size-full wp-image-763" title="mihandost-dadgah" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/02/mihandost-dadgah1.gif" alt=" ازچپ ناصرصادق،محمدبازرگانی،مسعودرجوی،علی میهن دوست در دادگاه رژیم طاغوت" width="450" height="350" /></a><p class="wp-caption-text"> ازچپ ناصرصادق،محمدبازرگانی،مسعودرجوی،علی میهن دوست در دادگاه نظامی رژیم طاغوت</p></div>
<p>حسین روحانی درباره جزوه تکامل می گوید: جزوه تکامل چیزی جز خلاصه کتاب ، حیات طبیعت و منشأ و تکامل آن از اپارین تئوریسین مارکسیست نبود ، در این زمینه از کتاب &#8221; از کهکشان تا انسان &#8221; ، جان ففر کیست انگلیسی هم استفاده شده است.</p>
<p>سازمان که اصولاً شیفته مارکسیسم بوده ، تلاش می کرد تا از مارکس و مائو هم یک موحد بسازد ، برای این کار لازم بود تا معنای کفر و ایمان عوض شود ، اگر راه خدا همان راه تکامل است ، مارکس و مائو هم در راه خدا گام برمی دارند چون در راه تکامل بشر قدم می گذارند .</p>
<p>نتیجه این قبیل اندیشیدن از آن شناخت آغاز کردن و این چنین تکامل را تفسیر کردن چه می توانست باشد ؟ در واقع دین شناسی سازمان مشتمل بر یک هسته و یک پوسته بود ، <strong>هسته آن مارکسیستی و پوسته آن اسلامی</strong> بود .</p>
<p>نشان این اعتقاد را می توان در جزوه &#8220;راه انبیاء، راه بشر&#8221;  حنیف نژاد مشاهده کرد به طوری که برای اثبات حرکت تکاملی جهان (که این بحث از اصول فکری مارکس و هگل است) بعد از چهل صفحه قرآن و حدیث به کتاب ببرهای کاغذی (سیر مبارزات مردم چین) پرداخته  و می گوید : در اینجا حتماً کتب زیر را بخوانید : ۱- کتابچه سرخ مائو ، ۲- امپریالیسم و کلیه مرتجعین تاریخ ببر کاغذی هستند ، ۳- دو نوع همزیستی مسالمت آمیز به کلی متضاد <a href="#_ftn5"><strong><strong>[۵]</strong></strong></a><strong> </strong>.</p>
<p>تراب حق شناس هم می گوید در بهمن ۱۳۵۰ جلسات مرتبی با آیت الله خمینی درباره سازمان مجاهدین داشتم <a href="#_ftn6"><strong><strong>[۶]</strong></strong></a>، حسن روحانی نماینده دیگر مجاهدین در عراق هم در مطالبی <a href="#_ftn7"><strong><strong>[۷]</strong></strong></a> می گوید مجموعه جلسات تقریباً ده ساعت می شد.</p>
<p>ما تک تک دیدگاه مان را می گفتیم و ایشان در آخر نظرش را می گفت ، آخرین جمله ای که آیت الله خمینی به من گفت این بود : &#8221; آقا این مطلب را پیش خودتان داشته باشید ، واقع امر این است که من اعتقادی به مبارزه مسلحانه ندارم . &#8221; <a href="#_ftn8"><strong><strong>[۸]</strong></strong></a><br />
پس از آن هم به اختلاف نظر مجاهدین با ایشان درباره <strong>تکامل</strong> و معاد اشاره کرده است. حسین روحانی پس از انقلاب گفت که از طرف سازمان به نجف رفته و طی هفت جلسه با آیه الله خمینی گفتگو کرده است .</p>
<p>وی دو کتاب راه حسین و راه انبیاء راه بشر را به آیت الله خمینی داده است ، وی توضیح می دهد که آیه الله خمینی تحلیل ما را از معاد یک تحلیل مادی قلمداد کرد<a href="#_ftn9"><strong><strong>[۹]</strong></strong></a></p>
<p>مورد دوم بحث <strong>&#8220;تکامل&#8221;</strong> بود که ما به تکامل انواع داروینی اعتقاد داشتیم که آیت الله خمینی آن را مخالف احکام قرآنی شمرد ، همچنین وی می گوید که آیت الله خمینی صریحاً گفت که من با جنگ مسلحانه مخالفم ، اما به وی تأکید می کند که من درباره ایدئولوژی شما باید از روحانیون ایران مانند مطهری ، طالقانی ، منتظری و رفسنجانی تحقیق کنم <a href="#_ftn10"><strong><strong>[۱۰]</strong></strong></a></p>
<p>یکی از مظاهر بی اعتقادی مجاهدین به اسلام حوزوی ، عدم اعتقاد آنان به رساله های عملیه بود که آنان را محصول شرایط دوره فئودالیسم می دانستند ، به واقع آنان به هیچ روی به افکار رسمی حوزوی اعتقادی نداشته و نسبت به مسائل فقهی رساله نیز با بی اعتنایی کامل برخورد می کردند ، چنان که در مسائل اعتقادی نیز برداشت ویژه خویش را داشتند .</p>
<p>چنان که مرتضی الویری که نخستین همکاری خود را با سازمان مجاهدین از طریق وحید افراخته آغاز کرد می نویسد : آنها وقتی که فهمیدند من از شیوه امام خمینی تبعیت می کنم در اینباره به من هشدار داده ، گفتند : کار درستی نیست که از روحانیت تبعیت کنی ، این روحانیت است که باید به دنبال قشر پیشرو بیاید نه بالعکس .<a href="#_ftn11"><strong><strong>[۱۱]</strong></strong></a><strong> </strong><br />
مرحوم ربانی شیرازی در خاطرات خود درباره برخورد با این گروه در زندان می گوید:  در رابطه با مسائل اجتهاد و مرجعیت نظر آنها این بود که می گفتند ما کورکورانه تقلید نمی کنیم و مسأله تقلید را ابداً قبول نداشتند ، کما این که ما می دیدیم که در کارها و عبادتشان به هیچ وجه مسأله تقلید و رساله در کار نیست ، کارهایی را که به نظر خودشان اسلامی می آمد انجام می دادند .</p>
<p>مثلاً در رابطه با نمازی که می خواندند در سال ۵۰ وقتی که محمد حنیف نژاد را گرفته بودند و من هم به زندان قزل قلعه وارد شدم ، دیدم که اینها به ظاهر بچه های خوبی هستند ، اما هیچ گونه مسأله ای از مسائل اسلامی را بلد نیستند .</p>
<p>وضو را غلط می گیرند ، نماز را گرچه با آب و تاب ولی غلط می خوانند ، من دو سه بار با مسئولانشان صحبت کردم که این برای شما خیلی بد است که یک سازمان ادعای اسلامی دارد عبادات را غلط انجام دهد و مسائل دینی خود را بلد نباشد.<a href="#_ftn12"><strong><strong>[۱۲]</strong></strong></a></p>
<p>حسین روحانی از عناصر ایدئولوژیک سازمان که بعدها در مرکزیت پیکار قرار گرفت می نویسد: به مسأله تقلید اعتقادی نداشتند و طبعاً در این مورد مرجع آنها سازمان بود و مواضع سازمان و دستورات آن و نه هیچ کس دیگر .</p>
<p>شخصی دیگر از مجاهدین هم در مشهد به دلیل آن که سر خود تفسیر سوره حمد آقای خامنه ای را تکثیر کرده بود مورد سرزنش سازمان قرار گرفت .<a href="#_ftn13"><strong><strong>[۱۳]</strong></strong></a></p>
<p>در تفکر حنیف نژاد و علی میهن دوست &#8220;مارکس و مائو&#8221; هم یک موحد معرفی می شدند<a href="#_ftn14"><strong><strong>[۱۴]</strong></strong></a> و زیربنای سازمان مارکسیسم و روبنای آن اسلام  معرفی می شد. طبیعی است که از چنین تفکر سطحی و بی منتطقی رفتارهای ضد اسلامی، حذف فیزیکی نیروهای مسلمان خود سازمان (مانند شریف واقفی) و ترورهای جنون آمیز در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه شصت را مشروع می شود. سرگذشتی که جز تباهی برای سازمان و اعضایش چیز دیگری به ارمغان نیاورد و مهر ننگین منافقین را برای خود برگزید</p>
<p>در پایان باید بگویم که علی میهن دوست،  مبارز بود اما نه مبارزی که این گونه از آن تعریف و تمجید شود، نام اسلام را به یدک می کشید، اما نه اسلامی که با روح و جان ملت ایران اجین است. طبیعی است که اسلام التقاتی میهن دوست، ذره ای قراوت با اسلام ناب مد نظر خمینی عزیز (ره) ندارد. اسلام میهن دوست پرورش دهنده تروریسم سازمان یافته و باعث به خاک و خون کشیده شدن هزاران نفر در ایران اسلامیست.</p>
<p>اینجاست که امام و امت امام، نام آنان را <strong>منافق</strong> می گذارد.</p>
<p>جا داشت که آقای شکیب در کنار درج مصاحبه درباره علی با مرحوم محمد میهن دوست (با آن همه تعریف و تمجید) مطالبی هم درباره گذشته او منتشر می کرد و آزادی بیان واقعی را به نمایش می گذاشت!، نه آنکه از علی میهن دوست قهرمان ملی بسازد و گذشته او را نادیده بگیرد و شخصیت او را هم تراز شهید عباس بالو (از شهدای انقلاب <strong>اسلامی</strong> در قزوین) قرار دهد.</p>
<p>بهتر است ایشان در بنیاد شهید و نشریات استان مطالبه نام گذاری خیابانی به نام شهید قدرت الله چگینی (توسط شاگردان مکتب میهن دوست در ۱۲ شهریور ۱۳۶۰ به شهادت رسید)کند و یا از شهرداری بخواهد که یادمانی به نام شهدای ۷ دی ۵۷ قزوین بنا کند و به دنبال درج این واقعه در مناسبت های ملی باشد تا آنکه افرادی مانند میهن دوست را از چنین سابقه ای مبری کند.</p>
<p>امید است  باعث بیداری  ایشان و سایر دوستان گردد</p>
<p>انشالله</p>
<hr size="1" /><a href="#_ftnref1"><strong>[۱]</strong></a> &#8211; <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D8%AD%D8%AC%D8%AA%DB%8C%D9%87" target="_blank">انجمن حجتیه  در ویکی پدیا</a></p>
<p><strong><a href="#_ftnref2">[۲]</a></strong> &#8211; اسناد منتشره سازمان مجاهدین خلق ، مدافعات ، ص ۵۹</p>
<p><a href="#_ftnref3"><strong><strong>[۳]</strong></strong></a><strong> </strong><strong>-</strong> بنگرید : زوایای تاریک ، ص ۳۱۵ ، درباره مواضع آقای مطهری در سال ۵۶ نسبت به سازمان ، بنگرید سیری در زندگانی استاد شهید مطهری ، ص ۷۷ _ ۷۶</p>
<p><strong><a href="#_ftnref4">[۴]</a> </strong>- بنگرید : همانجا ، ص ۶۹ ، کانون توحید که در اختیار آقای اردبیلی بوده و در نزدیکی میدان توحید فعلی قرار داشت ، از مراکز تبلیغی روحانیون انقلاب بود ، گویا ممانعت با طرح بحث شناخت از طرف برخی مسئولان کانون توحید نیز بوده است که صلاح نمی دانستند این چنین در برابر مجاهدین موضع گیری شود</p>
<p><a href="#_ftnref5"><strong><strong>[۵]</strong></strong></a><strong> </strong><strong>-</strong> راه انبیاء یا راه بشر ، ص ۹۶</p>
<p><a href="#_ftnref6"><strong><strong>[۶]</strong></strong></a><strong> </strong><strong>-</strong> نشریه پیکار  شماره ۷۷</p>
<p><a href="#_ftnref7"><strong><strong>[۷]</strong></strong></a><strong> </strong><strong>-</strong> پیکار شماره ۷۸ ، ۷۹ &#8211; ص ۱۳ &#8211; ۱۵</p>
<p><a href="#_ftnref8"><strong><strong>[۸]</strong></strong></a><strong> </strong><strong>-</strong> پیکار شماره ۸۰ ، ص ۱۷</p>
<p><a href="#_ftnref9"><strong><strong>[۹]</strong></strong></a><strong> </strong><strong>-</strong> این ها نکاتی است که روحانی در مصاحبه تلویزیونی خود پس از انقلاب ابراز کرد ، خود آیه الله خمینی نیز بدون آن که نام وی را بیاورد از ملاقات او با خود در نجف یاد کرده اند</p>
<p><a href="#_ftnref10"><strong><strong>[۱۰]</strong></strong></a><strong> </strong> &#8211; روزنامه جمهوری اسلامی شماره ۳۱۷۲ تیرماه ۱۳۵۹ ، ص ۳</p>
<p><a href="#_ftnref11"><strong><strong>[۱۱]</strong></strong></a> &#8211; خاطرات مرتضی الویری ، ص ۳۵</p>
<p><a href="#_ftnref12"><strong><strong>[۱۲]</strong></strong></a><strong> </strong>- پیام انقلاب شماره ۱۲۷ مرداد ۱۳۵۹ ، ص ۱۳ _ ۱۲</p>
<p><a href="#_ftnref13"><strong><strong>[۱۳]</strong></strong></a><strong> </strong><strong> </strong>- قدرت و دیگر هیچ ، خاطرات طاهره باقرزاده ، ص ۳۹</p>
<p><a href="#_ftnref14"><strong><strong>[۱۴]</strong></strong></a><strong> </strong><strong> -</strong> حنیف نژاد در سال ۵۰ در زندان گفته بود : &#8221; یک مارکسیست خوب نمی تواند مسلمان خوبی نباشد .&#8221; یعنی می تواند باشد ، بلکه الزاماً هست ، در شرح آن محمد محمدی گفته بود : &#8221; مثلاً به نظر ما &#8221; مائو &#8221; یک موحد است و فی سبیل الله گام بر می دارد !</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=757</wfw:commentRss>
		<slash:comments>37</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صاحبان انقلاب ۳۱ ساله</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=740</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=740#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Jan 2010 21:48:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>abbasimehr</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران زمین]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[طباخی(طنز)]]></category>
		<category><![CDATA[فوتوبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[مناجات]]></category>
		<category><![CDATA[12 بهمن]]></category>
		<category><![CDATA[منطقه کارشود]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ نشین]]></category>
		<category><![CDATA[کوخ نشین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=740</guid>
		<description><![CDATA[مشاهده تصاویر زیر برای مرفیهن بی درد و سیاسیونی که دارای بیماری قلبی هستند توصیه نمی شود! اگر همراهی این توده های محروم نبود، حکومت نمی توانست بر قرار باشد آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده  باشند. کاش کاخ نشینان حال دردمندان ما را مشاهده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 class="mceTemp mceIEcenter">مشاهده تصاویر زیر برای مرفیهن بی درد و سیاسیونی که دارای بیماری قلبی هستند توصیه نمی شود!</h3>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_743" class="wp-caption aligncenter" style="width: 446px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/2.jpg"><img class="size-full wp-image-743" title="2" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/2.jpg" alt="منطقه کارشود" width="436" height="567" /></a><p class="wp-caption-text">منطقه کارشود</p></div>
<p style="text-align: center;">اگر همراهی این توده های محروم نبود، حکومت نمی توانست بر قرار باشد</p>
<p style="text-align: right;"><span id="more-740"></span></p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_741" class="wp-caption aligncenter" style="width: 577px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/1.jpg"><img class="size-full wp-image-741" title="1" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/1.jpg" alt="منطقه کارشود" width="567" height="409" /></a><p class="wp-caption-text">منطقه کارشود</p></div>
<p>آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده  باشند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_744" class="wp-caption aligncenter" style="width: 384px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/3.jpg"><img class="size-full wp-image-744" title="3" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/3.jpg" alt="منطقه کارشود" width="374" height="567" /></a><p class="wp-caption-text">منطقه کارشود</p></div>
<p style="text-align: center;">کاش کاخ نشینان حال دردمندان ما را مشاهده می کردند، تا به جنایات دولت جبار آمریکا دامن نزنند!</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_745" class="wp-caption aligncenter" style="width: 577px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/4.jpg"><img class="size-full wp-image-745" title="4" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/4.jpg" alt="منطقه کارشود - خانه های ساخته شده و  در حال ساخت در منطقه به همت دولت نهم" width="567" height="395" /></a><p class="wp-caption-text">منطقه کارشود - خانه های ساخته شده و  در حال ساخت در منطقه به همت دولت نهم</p></div>
<p>ما _ بحمدالله _ امروز همه دست اندر کارهایمان کاخ نشین نیستند، دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست.آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید  فاتحه دولت و ملت را بخوانیم</p>
<div id="attachment_746" class="wp-caption aligncenter" style="width: 577px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/5.jpg"><img class="size-full wp-image-746" title="5" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/5.jpg" alt="منطقه کارشود" width="567" height="502" /></a><p class="wp-caption-text">منطقه کارشود</p></div>
<p style="text-align: center;">این پایین شهریها و این <strong>پابرهنه ها</strong> _ به اصطلاح شما!  _ اینها ولی نعمت ماها  هستند</p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: right;">راستش را بخواهید می خواستم برای ۳۱ سالگی پیروزی انقلاب اسلامی مطلبی بنویسم که گذرم به وبلاگ <strong>زمبور</strong> و مطلبی به نام <a href="http://www.zambur.ir/post-158.aspx">سرزمین احمدی نژادی ها</a> و  <a href="http://www.zambur.ir/post-161.aspx">گزارش تصویری آن </a> افتاد.  جایی که بهتر است قلم به احترام تصویر از حرکت بایستد&#8230;&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=740</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ضرورت آزاد اندیشی</title>
		<link>http://abbasimehr.ir/blog/?p=730</link>
		<comments>http://abbasimehr.ir/blog/?p=730#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2010 13:25:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>abbasimehr</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه ها مبداء تحولات است]]></category>
		<category><![CDATA[ضرورت آزاد اندیشی]]></category>
		<category><![CDATA[کرسی های آزاد اندیشی دانشجویی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abbasimehr.ir/blog/?p=730</guid>
		<description><![CDATA[محیط دانشگاه با توجه با خصوصیات ظاهری و باطنی خود محل برخورد دیدگاه ها و عقاید است. طرح آن چه در ذهن استاد و دانشجو می گذرد می تواند منشا اثر در برطرف کردن شبهات و ایجاد نوآوری در مباحث فکری گردد. هرگاه فضای مناسب و مساعد برای تولید فکر و اندیشه در مجامع شکل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_731" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/azadandishi.JPG"><img class="size-full wp-image-731" title="azadandishi" src="http://abbasimehr.ir/blog/wp-content/uploads/2010/01/azadandishi.JPG" alt="بدون شرح" width="400" height="341" /></a><p class="wp-caption-text">بدون شرح</p></div>
<p><span id="more-730"></span></p>
<p>محیط دانشگاه با توجه با خصوصیات ظاهری و باطنی خود محل برخورد دیدگاه ها و عقاید است. طرح آن چه در ذهن استاد و دانشجو می گذرد می تواند منشا اثر در برطرف کردن شبهات و ایجاد نوآوری در مباحث فکری گردد.</p>
<p>هرگاه فضای مناسب و مساعد برای تولید فکر و اندیشه در مجامع شکل گرفته است سرعت روند تولید علم در مباحث علوم انسانی و جامعه شناسی دوچندان می شود. فضایی که دارای چارچوب و ضوابط خواص خود است. کرسی و جایگاهی که منشا اثر در تحولات جامعه باشد ، نه آنکه تحت تاثیر جامعه و تصمیم گیری های جریان های سیاسی و اجتماعی شود.</p>
<p>ایجاد کرسی های آزاد اندیشی دانشگاهی و دانشجویی در جوامع مسبوق به سابقه است و از حاصل شکل گیری آنها دولت ها و ملت ها از اثرات مثبت و بی نظیر آن کمال استفاده را برده اند. هرچند که در این میان، ملت ها و دولت هایی هم بوده اند که با عدم تطبیق این کرسی ها با واقعیت ها و هنجارهای جامعه و نبود ضابطه، نتوانسته اند  از آن بهره لازم را ببرند و در مدت کوتاهی این کرسی ها در جوامع فوق محل مناقشات سیاسی خارج دانشگاه شده است.</p>
<p>آن چه که در میان غیرقابل انکار است، عدم جلوگیری از تولید فکر و طرح سوال در نسل جوان و علی الخصوص دانشجو است. سئوالات بی شائبه ای که می تواند با جواب های بسیار ساده (از منظر متفکران) پاسخ داده شود که در صورت نبود فضای لازم برای  مطرح شدن این سئوالات، باعث ایجادتناقض در طبقه فکری مد نظر می شود.</p>
<p>این سئولات می تواند از حوزه فرهنگی ، اجتماعی شروع شده و به شبهات دینی ختم شود. سئوالاتی که دانشجو تشنه پاسخ های جامع و کامل نسبت به آن است و دوست دارد منابع لازم برای آن را در دسترس داشته باشد و یا بتواند نزد متخصصین، مطرح کرده و پاسخ آن را شنوا باشد. ویژگی بارز و مشترک تمامی این سئولات در نسل دانشجویی رویکرد چالشی و دلسوزانه سئوالات است، به طوری که بسیاری از مرزهای فکری افراد و جامعه را به زیر سئوال برده و می خواهد با حجت عقلی و شرعی پاسخ آن را دریابد.</p>
<p>بی توجهی به این روحیه و عدم صدور مجوز برای مطرح کردن سئوالات، شبهات  و نظرات؛ تبعات بدی را را در دانشگاه و جامعه خواهد داشت. از تبعات آن می توان به نکات زیر اشاره کرد:</p>
<p>۱-باقی ماندن شبهات نزد دانشجو و آغاز انحرافات در ساختار فکری دانشجو. فرد با این شبهات پرورش یافته و می پندارد که جامعه و نظام فکری آن توان پاسخگویی به آن سئوالات را ندارد. طبیعی خواهد بود که فرد با این زیربنای فکری ناقص و بسیار خطرناک ، رفتار اجتماعی خود را تعریف می کند و خواهیم دید که در ابتدا به شدت سطحی نگر شده و در مدت کوتاهی به راحتی تحت تاثیر تفکرات فریبنده و امانیستی قرار خواهد گرفت.</p>
<p>۲-ایجاد این چنین فضایی و حاصل سطحی نگری ها، می تواند باعث بروز رفتارهای ناهنجار و بعضا رادیکال در جامعه دانشگاهی شود. در طول ۳۰ سال اخیر  هرگاه این بی توجهی (یعنی عدم ایجاد فضای مناسب برای تضارب دیدگاه و آراء) صورت گرفته است، دیده ایم که  دانشگاه ها و محیط های دانشجویی دچار رفتارهای رادیکال شده اند. رفتارهای رادیکالی که خود عاملی برای بیشتر تنگ شدن و بسته شدن فضای نقد و ایجاد درگیری است. محیطی که بسیار فرسایشی بوده و رخوت فکری را برای جامعه دانشگاهی و بعد از آن برای کل جامعه به ارمغان می آورد.</p>
<p>حال با توجه به نکات ذکر شده چه باید کرد؟! آیا می توان الگوی مناسبی برای جامعه بزرگ دانشگاهی تدوین کرد که در پرتو این الگو دانشگاه ها کارخانه انسان سازی شود و کرسی های آزاد اندیشی دانشجویی، آزاد فکری و نظریه پردازی که دغدغه رهبر فرزانه انقلاب<a href="#_ftn1">[۱]</a> است در دانشگاه ها شکل گیرد؟</p>
<p>در جواب باید گفت که ایجاد بستر مناسب در دانشگاه ها نیازمند چهار مولفه بسیار مهم است، که به شرح زیر می باشد:</p>
<p>۱-ایجاد کرسی های آزاد اندیشی دانشجویی در بستر قانونی و ضابطه مند</p>
<p>۲-بالا رفتن آستانه تحمل مسئولین دانشگاهی ،  بدان معنی که پذیرای فضای نقد در دانشگاه ها باشند.</p>
<p>۳-لزوم درک صحیح تشکل های دانشجویی نسبت به جایگاه ویژه خود و تغییر نگاه سران جنبش دانشجویی نسبت به فعالیت های دانشجویی (نباید صرفا فعالیت های دانشجویی منحصر به موضع گیری های سیاسی شود)</p>
<p>۴-فاصله گیری و عدم دست اندازی احزاب و جریان های سیاسی به فضای فکری دانشگاه ها</p>
<p>اگر بپذیریم که دانشگاه ها مبداء تحولات است<a href="#_ftn2">[۲]</a> و این تحول لزوما در احزاب و جریان های سیاسی خلاصه نمی شود و با ایجاد فرصت برای انعکاس صحیح تولیدات فکری دانشگاه ها در جراید (به علت وابستگی اکثر جراید به جریانات سیاسی) خواهیم دید که دانشگاه، پیشرو و خط شکن خواهد شد. خط شکنیی که منوط به تعاملات واقع بینانه مدارس  دینی با دانشگاه است. تعاملی که در صورت تحقق بخش عمده ای از بحران های فکری را در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی برطرف خواهد کرد. / انشالله</p>
<hr size="1" /><a href="#_ftnref1">[۱]</a> &#8211; سخنان رهبر انقلاب در دیدار جمعى از نخبگان علمى کشور – ۶/۸/۸۸</p>
<p><a href="#_ftnref2">[۲]</a> &#8211; جلد هـشتم صحیفه نور - صفحه  ۶۴</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>بازتاب ها  :</p>
<p><a href="http://www.tahkimnews.us/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=608&amp;Itemid=1" target="_blank">تحکیم نیوز</a></p>
<p><a href="http://www.kayhannews.ir/881022/12.htm#other1205" target="_blank">روزنامه کیهان</a></p>
<p><a href="http://jahannews.com/vdch66nw.23nvxdftt2.html" target="_blank">جهان نیوز</a></p>
<p><a href="http://iusnews.ir/1388-08-05-10-33-31/6023-1388-10-28-12-39-00.html" target="_blank">خبرنامه دانشجویان ایران</a></p>
<p><a href="http://www.tanews.ir/details.php?cat=yad_std&amp;id=26" target="_blank">تریبون آزاد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abbasimehr.ir/blog/?feed=rss2&amp;p=730</wfw:commentRss>
		<slash:comments>19</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
