برای اسطورهی زندگیام و یگانهی دوران
نقطهی پایانی زندگی هر انسانی مرگ است؛ اما خوشا مرگی که چون مرگ تو، در راه حق معنا شود. خوشا زندگیای که پس از هشت دهه مجاهدت خستگیناپذیر، با نام شهادت رقم بخورد. عمری در مسیر حق گام برداشتی و لحظهای از میدان مبارزه فاصله نگرفتی. زیستِ علیوار تو، و فکر و اندیشهی آگاهیبخشت از […]
نقطهی پایانی زندگی هر انسانی مرگ است؛ اما خوشا مرگی که چون مرگ تو، در راه حق معنا شود. خوشا زندگیای که پس از هشت دهه مجاهدت خستگیناپذیر، با نام شهادت رقم بخورد. عمری در مسیر حق گام برداشتی و لحظهای از میدان مبارزه فاصله نگرفتی.
زیستِ علیوار تو، و فکر و اندیشهی آگاهیبخشت از دههی چهل تا امروز، انسانهایی را پرورش داد که پشتوانهی «ایرانِ قوی» در عرصههای گوناگون شدند. اگر نسل ما پس از چهارده قرن، زیستِ علیگونه را به چشم ندیده بود و ایستادگی و کلام انقلابی ابوذر را نشنیده بود، تو این معنا را دوباره برای ما زنده کردی.
من پس از چهارده قرن، معنای حکومتِ علیگونه را در زندگی شخصی تو دیدم؛ در عدالتخواهی بیمثالت در گوشهگوشهی دارالحکومهات، و در سادگی شگفتانگیزی که در زیلوهای حسینیهی امام خمینی(ره) آشکار بود. قدرت در دستان تو، نه ابزار تفاخر، که وسیلهی اقامهی حق بود.
تو تجلی عینی علیبنابیطالب(ع) در عصر حاضر بودی؛ ابوذر زمانهی من در برابر شقیترین ستمگران تاریخ؛ جانباز سپاه دین و معناکنندهی قیام حسینی در عصر یزیدیان زمان. تو سمت درست تاریخ را نشان دادی و خود، مصداق روشن حقیقت در این روزگار شدی.
تو به “مبارزه” مفهومی تازه بخشیدی و بر پایهی آن، اندیشهای نو را به جهان معرفی کردی؛ اندیشهای که از دانشگاههای آمریکا تا خیابانهای اروپا، از جهان اسلام تا نسل جدید شیعه و ایران، انسانهایی را پرورش داد که باور دارند میتوان با توکل بر خدا، نه تکیه بر کدخدا، و با اتکا به توان خویش، در برابر ابرقدرتهای جهان ایستاد.
خامنهای عزیز،
سلام مرا به مولایمان، امام عزیزمان، به شهدای میهنمان، به همهی آزادگان تاریخ از آغاز تا امروز، و به تمامی مظلومان عالم برسان.
شهادتت مبارک
پی نوشت:
– علت تأخیرم در نوشتن این مطلب آن است که چند روزی است دستم به قلم نمیرود و بارها آن را نوشته و پاک کردهام.
– تصاویر مربوط به دیدار دانشجویی با رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۷
– اگر عمری باشد، بازهم خواهم نوشت.





دیدگاهتان را بنویسید