از غم دوست….

از غم دوست در اين ميکده فرياد کشم دادرس نيست که در هجر رخش دادکشم

داد و بيداد که در محفل ما رندي نيست که برش شکوه برم داد ز بيداد کشم

شاديم داد غمم داد جفا داد و وفا با صفا منت ان راکه به من داد کشم

عاشقم عاشق روي تو نه چيز دگري بار هجران و وصالت به دل شاد کشم

درغمت اي گل وحشي من اي خسرو من جور مجنون ببرم تيشه ي فرهاد کشم

مردم از زندگي بي تو که با من هستي طرفه سري است که بايد بر استاد کشم

سالها مي گذرد حادثه ها مي ايد انتظار فرج از نيمه ي خرداد کشم

اشتراک گذاری
۱۳ خرداد ۱۳۸۸
317 بازدید
کد مطلب : 208

از غم دوست در اين ميکده فرياد کشم      دادرس نيست که در هجر رخش دادکشم

از غم دوست در اين ميکده فرياد کشم دادرس نيست که در هجر رخش دادکشم

 

 

از غم دوست در اين ميکده فرياد کشم      دادرس نيست که در هجر رخش دادکشم

 

داد و بيداد که در محفل ما رندي نيست     که برش شکوه برم داد ز بيداد کشم

 

شاديم داد غمم داد جفا داد و وفا             با صفا منت ان راکه به من داد کشم

 

عاشقم عاشق روي تو نه چيز دگري        بار هجران و وصالت به دل شاد کشم

 

درغمت اي گل وحشي من اي خسرو من   جور مجنون ببرم تيشه ي فرهاد کشم

 

مردم از زندگي بي تو که با من هستي      طرفه سري است که بايد بر استاد کشم

 

سالها مي گذرد حادثه ها مي ايد             انتظار فرج از نيمه ي خرداد کشم

 

بیستمین سالگرد رحلت امام راحل تسلیت باد

یک پاسخ به “از غم دوست….”

  1. اسرا گفت:

    مطالبتون قشنگ وخوندنیه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *