• نرم افزار حقوق دانشگاهیان
  • نرم افزار اذانگو

 

جناب آقای جیمی کارتر ….

به نام خداوند درهم شکننده جاه و جبروت فرعون و هامان و جالوت

جناب آقای جیمز ارل کارتر (جیمی کارتر)

رئیس جمهور اسبق آمریکا

به یقین سلام مرا پذیرا هستید، چون نامه ای که پیش رو دارید از سوی جوانی است که ملتش را به خوبی می شناسید، ملت و کشوری که تا سه دهه پیش، شما و هم مسلکانتان آن را جزیره ثبات برای اهداف خود می دانستید و آن را رام شده دست خود می دیدید و دولت هایش را به امر خود جابجا می کردید، در چنان شرایطی فکرش هم نمی کردید که همین کشور عقب افتاده جهان سومی (از منظر شما) و ملتش بتواند آینده سیاسی شخص شما را به نابودی بکشاند و کشورتان را تحت شعاع شعارها و رفتارهایش قرار دهد.

جناب کارتر!

لابد آن روزهای خوش را فراموش نکرده اید که قلب خاورمیانه (ایران) را در اختیار خود داشتید،ثروتش را در خدمت سیاست هایتان و سیاسیونش را جیره خوار ثروت خود قرار داده بودید، هر آنچه تصمیم شما بود،  امر اعلیحضرت می شد و دلخوش آن بودید که خاورمیانه را به استعمار خود در آورده اید.

البته نباید یک سویه گفت، ملت ما هم شما را به خوبی یاد دارد، مستشاران نظامیتان را که حق توحش از ملت ما طلب می کردند را به خوبی می شناسد؛ کارشناسانتان را که تحت لوای انجام پروژه ها، ثروت ملت ایران را چپاول می کردند و اجازه دخالت در هیچ پروژه و پروسه ای را به دانشمندان ما نمی دادند، به یاد دارد. کودتای ۲۸ مرداد راهم به یاد دارد که تئوریسین های نظامی _و بهتر بگوییم کودتاچیان شما_ این اجازه را به خود دادند که دولت مصدق را برکنار و دولت نظامی زاهدی را منصوب نمایند. ملت ما لایحه ی کاپیتولاسیون را هم بیاد دارد، کما اینکه لحظه لحظه تاریخ معاصر خود را که شاهد به یقما رفتن ثروت ملی ایران توسط شما و پدران انگلسیس تان بوده است، بیاد دارد.

جناب کارتر!

شما و هم مسلکانتان، آن روزها باور نمی کردید که این ملت عقب افتاده (از منظر شما) نه تنها بتواند دست نشانده شما را از کشورش بیرون کند، بلکه بساط استعمارگری شما را نیز بر هم بزند. شما باور نمی کردید که عده ای دانشجو با تعلیمات برگرفته از مقتدای خود، سفارتخانه (بخوانید جاسوس خانه) دولت شما را در تهران به تسخیر خود درآورد. شما آن روز فکر می کردید که این اتفاق برای دولت مطبوعتان یک اتفاق ساده است و باز هم باور نمی کردید که در حل این مسئله این چنین به استیسال کشیدده شوید.

در خیال خود می پنداشتید که آزادی چند اسیر، آن هم از دست چند دانشجو، برای تفنگدران دریایی آمریکا که می توانند با قدرت نظامی خود نسل ایرانیان را از صحنه گیتی محو نمایند، دیگر کاری ندارد! به واسطه همین توهم بزرگ، دست به حمله نظامی زدید، که شاید بتوانید آبروداری کنید و جاسوسان خود را از دست دانشجویان رها کنید.

نمی دانم آن روز که خبر شکست مفتضاحنه تفنگدارانتان را به دلیل طوفان شن در طبس شنیدید، به چه وضعیتی دچار شدید؟! یقیینا تاساعت ها هضم این اتفاق (از منظر شما) و معجزه (از منظر ما) برای شما و کارشناسان ارشد نظامیتان سخت بود.

رئیس جمهور سابق آمریکا!

امروز سی سال از آن روزها می گذرد، امروز این شما هستید و ملت ایران، این دیروز و امروز دولت شما! و این دیروز و امروز ملت ایران! ؛خود قضاوت کنید که امروز، شما نزد ملت ها محبوب تر هستید یا ملت ایران؟!

یقینا از پیشرفت های دانشمندان ایرانی در عرصه فناوری هسته ای،نانو، ژنتیک، پزشکی و فضایی مطلع هستید؛ اخبار توانمندی های نظامی ایران را هم حتما شنیده اید.

چه شده ، ایرانی که سی سال پیش تمام توانایی نظامیش منحصرا در اختیار مستشارن شما بود و در وابستگی مطلق به سر می برد، امروز در برابر شما صف آرایی کرده و قدرت نظامی خود را که بر پایه دانش بومیست به رخ شما می کشد؛ لابد شنیدن این اخبار برای شما که روزی ملت ایران را لایق آفتابه سازی هم نمی دانستید، عذاب آور است؛ از نظر ما اشکالی ندارد، ما شاگرد مکتبی هستیم که استادش در آغازین روزهای پیروزی  انقلاب گفت  که” به آمریکا بگویید از دست ما عصبانی باش از این عصبانیت بمیر”!

آقای کارتر

می دانم که باور نکرده اید، آن چرا که باید باور می کردید!!. چرا که اگر  بیداری ملت ایران و سایر ملت ها را و دست حمایت خدا در دفاع از این ملت آگاه را باور کرده بودید؛  و به قدرت طلبان بعد از خود می گفتید که تکرار اشتباهات شما را نکنند؛ ملت ها را تهدید به استفاده از سلاح هسته ای نکنند!؛ بیش از این کشورها را به اشغال خود در نیاورند! و این چنین کودکان و زنان بی گناه را به خاک و خون نکشند!.

اما صد افسوس برای شما ،برای گذشتگان شما و برای آیندگان شما. گویا وجه اشتراک همه شما در خون ریزی، ظلم، ستم و تجاوز است و افتخار شما پیشرفت کشور خود بر پایه به استضعاف کشیده شدن جهان. پس بر طبل ظلم و جنایت خود بکوبید که آینده از آن صالحان است و دور نخواهد بود آن روزی که صدای شکسته شدن ستون های “کاخ ظلم و بی داد سفید” به گوش همگان برسد که دنیای بدون شما و هم مسلکانتان دنیای زیباتری برای ملت ها خواهد شد.

پس می ایستیم، که راز ماندن و با افتخار زندگی کردن را در ایستادگی در برابر سیاست های ظالمانه شما و دوستانتان می دانیم.

به امید پیروزی مستضعفان جهان بر مستکبران  جهان

جوان ایرانی

25 آوریل 2010

مصادف با سی امین سالگرد شکست نیروهای آمریکایی در صحرای طبس

دسته ها: اندیشه - سیاست
بهرامی
درود مهدی جان
بسیار عالی بود
5 اردیبهشت 89 at 06:59
ابوذر
مرگ بر آمریکا
5 اردیبهشت 89 at 07:00
رحمتی
سیمای ملی ما کجاست ؟
5 اردیبهشت 89 at 07:02
binam
kojaee kari
in adam sal 2002 jayezeh solh nobel gerefteh
5 اردیبهشت 89 at 07:06
سید موسوی
سلام بر دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت
چه خبرا
دیر یه دیر مطلب می گذاری
ولی خوب کیففیت نوشته هات خوبه
امیدوارم موفق باشی
5 اردیبهشت 89 at 11:18
 
[…] This post was mentioned on Twitter by abbasimehr, Abbasimehr. Abbasimehr said: جناب آقای جیمی کارتر… http://abbasimehr.ir/?p=781 […]
alireza
salam
bahse inke amrika servate mara gharat mikard bemanad! vali emroz che? aya servate ma tavasote gorohe digari gharat nemishavad?!mohem fele anjam shodan ast ke anjam mishavad bara mardom faele fel farghi nadarad!!
amma pishrafte nezami iran! joda az bahse inke in hame moshkelate eghtesadi va eshteghalo gheire! vaghti dar mamlekati ke tamam afrade nokhbeye An be fekre farar be hamin amrika va gheire hastan chegone mishavad ke dar san@ nezami pishraft konim?!
va dar akhar khob bod ensaf ra roAyat mikardid va az keshvare aghaye karter tashakor mikardid ke dar in 30 sal bahaneye khobi ra bedaste bazi ha dad ke montaghedine moasere khod ra be bahaneye hemayate amrika az Anan hazf kard. be zaher amrika baraye bazi ha doshmanas vali dar amal khedmati ke amrika be Anan kard kase digari nakard!
5 اردیبهشت 89 at 13:28
بهنام
خصومت تا کی ؟
5 اردیبهشت 89 at 13:54
رحیمی
شما که این قدر از نه غربی می گویی ، کمی هم از نه شرقی بگو
5 اردیبهشت 89 at 22:00
پاسخ به علیرضا (ALIREZA)
1_ اینکه شما فعل چپاول را صرف کرده اید و فاعل را کنار گذاشته اید (یا بهتر بگوییم میان فاعل خارجی استعمارگر که دستخش به خون دویست هزار شهروند ناکازاکی و هیروشیما آلوده است را با مفسد اقتصادی و فلان مسئول قانون شکن و مدعی انقلابی یکی دانسته اید) فرافکنی است.
اولا تفکیک دولت از ملت زمانی ممکن است که کشور پادشاهی یا دیکتاتوری بوده و حتی وزارا و نمایندگان مجلس از خاندان یا اعضای حزب باشند (مورد اول دسپوتیسم نامیده می شود مثل پادشاهی عربستان و کویت، مورد دوم دیکتاتوری مثل کشور مصر یا عراق حزب بعث) و مردم نقشی در مجلس و شوراها و کابینه ها نداشته باشند. اما در ایران تفکیک دولت از ملت ممکن نیست و هر جا دولت لنگ بزند، یا فاسد باشد، هم مدیران کلان مقصرند، هم مدیرام میانی و هم کارمندان رده پایینی که در کار ارباب رجوع امانت داری نمی کنند. و لابد می دانید که کارمندان و کارکگران و مدیران این مملکت برادران و پسر عموهای خود ما هستند و ما نیز هم !
کسی برای ما مدیر فاسد از کره مریخ یا افغانستان نفرستاده.
5 اردیبهشت 89 at 22:25
دوم: این کجا و آن کجا؟ شما حق توحش آمریکایی ها را مقایسه کنید با الان که حق مناطق محروم را به خود شما می دهند! یعنی شما از قبل خدمت به مردم محروم کشور خودت، پول اضافه هم می گیری!
شما می توانی مدیر فاسد را محاکمه کنی اما آیا می توانستی کمپانی شل را هم محکوم کنی؟
ضمنا، دنبال این نباشید که مسائل را جناحی کنید، فساد مدیران نفتی دوران خاتمی را فراموش نکنید که منبع تغذیه احزاب دوم خرداد شده بودند.
5 اردیبهشت 89 at 22:28
2_ اما پیشرفت نظامی، من دانشجوی فیزیک ام، شما هم احتمالا دانشجویی! نگاه کن و ببین که آیا ایران پیشرفت هسته ای داشته یا نه؟ پیشرفت هوا فضا داشته؟ پیشرفت نظامی داشته است علیرغم به قول شما فرار نخبگان.
ضمنا فرار نخبگان پدیده مختص جهان سوم نیست، نه تنها ایران که اروپاا هم این مشکل را دارد، حاشیه امنیت امریکا در جنگ جهانی دوم باعث رشد علمی این کشور در نیمه قرن بیستم شده و آلمان و فرانسه و بریتانیا را پشت سر نهاده، لذا بهترین اساتید اروپایی هم به دانشگاه های امریکا مهاجرت می کنند. به نحوی که در میان ده دانشگاه برتر جهان فقط 3 دانشگاه به بریتانیا و کلا اروپا تعلق دارد.
5 اردیبهشت 89 at 22:31
3_ فرمورده اید که جمهوری اسلامی با سوء استفاده از نام امریکا، مخالفان خود را بدنام می کند و به نوعی فرافکنی سیاسی دست می یازد. مگر امریکاا این کا را نمی کند؟ مگر آنها به اسم دموکراسی، و محور شرارت و تروریسم ما را تحت فشار نگذاشته و اذهان عمومی خود را از فشار اقتصادی منحرف نکرده است؟
اتفاقا آنها بسیار بیشتر از هر رژیمی فرافکنی می کنند،
پسر خوب، در سیاست کلان رژیم ها، کلا دو نوع سیاست حکومت وجود دارد که در آن با نوعی فرافکنی مرزدم را مشغول و سیطرخه خود را بسط و تداوم می دهند؛ نوع اول این فرافکنی فرافکنی “شکم پروری” است. بدین نحو که دولت شعار اقتصادی می دهد و با بهبود شرایط اقتصادی ملت را سرگرم می سازد تا هر کاری که می خواهد انجام دهد و حزب حاکم، حاکم بماند.
نوع دوم “زیر شکم پروری” است. با عرض معذرت چاره ای ندارم که بگویم لیببرالیزم در حال حاضر بیش از آنکه اقتصاد را به عنوان ابزار سرکوب و تخدیر توده ها بکار گیرد، با قوانین آزادی فردی مصوب پارلمان های خود مردم را سرگرم می سازد. بدین نحو که هر از گاهی به آنان یک امتیاز می دهد تا فرافکنی کرده و آنان را از مطالبات ملی و انسانی خود (با توجه به اینکه در جوامع لیبرال مطالبات دینی مغفول مانده است) بازدارد. نخست “حمل و استفاده و خرید و فروش سلاح” سپس “مصرف الکل”، سپس “مصرف کوپنی مواد مخدر” و “داروهای روان گردان”، سپس “سقط جنین” را آزاد می کند، سپس “روسپی گری” را و در آخرین منزل تاکنون”همجنس گرایی” را.
البته این نسخه ها مال جوامع لیبرال است و جموامع سوسیالیست و کمونیست نه “شکم را سیر می کنند” و نه “زیر شکم را”. آنها با وعده و شعار برابری و برادری ملت های خود را فریب می دهند.
نکته دیگر که سیاست اخیر لیبرالیزم هم “وعده صدور دموکراسی و مبارزه با تروریسم” است و این سومین سیاست آنهاست.
اینها را گفتم تا بدانی فرافکنی سیاسی حکومتها از چه مدل است و جمهوری اسلامی ماکیاولیست و دروغ گوست یا جهان سرمایعه داری و الخ.
5 اردیبهشت 89 at 22:44
4_ و اما قصه پر غصه اپوزوسیون ایران. پسر خوب، من هم دلم می خواست که جمهوری اسلامی اپوزوسیون آبرومند می داشت و آقایان متهم به رابطه با امریکا و اطلاعات هلند نمی شدند؟، اما باور کن که متاسفانه متاسفانه تحلیل های کیهان و حسین شریعتمداری درست است و ایضا پیام فضلی نژاد هم راست می گوید!
برادرانی که تشریف برده اند جملگی شان یا وابسته به سازمان اطلاعات هلند (روئز انلاین) یا دولت فخیمه بریتانیا( بی بی سی) یا امریکا اند (وی او ای و رایدیو فردا و …) و یا اسرائیل و فرانسه و دویچوله و …
شما نگاه کن که همین آقای سازگارا، عضو سابق مشارکت و تحریریه کیان الان کنار چه کسی می نشیند؟ علیرضا نوری زاده سلطنت طلب.
والا بلا اینها خودشان آبرویشان را برده اند و اصلا نیازی به برچسب ندارند. افشاری هم همین طور، عطری هم همین طور… بهنود و .. بقیه هم همین طور
پیشنهاد میدهم به وبلاگ حسین درخشان سر بزنی تا آمر مهدی خلجی و ابراهیم نبوی (که اتفاقا هنوز هم لینک سایتش در وبلاگمن هست و طنزهایم را دوست دارم) و سازگارا دربیاوری:http://sarkhod.blogspot.com/
5 اردیبهشت 89 at 22:49
آخرش اینکه جمهوری اسلامی، اپوزوسیون آبروند ندارد، جایزه صلح نوبل هم به فرموده سید خاتمی:
“جایزه علمی نوبل، علمی است، جایزه ادبی نوبل، ادبی_سیاسی و جایزه صلح آن تمام سیاسی است!”
خانم شیرین عبادی دلش خوش باشد که جایزه ای را گرفته که مناخیم بگین و اسحاق رابین و هزار خونریز دیگر هم گرفته اند!
نوش جانش!
از جایزه ادبی نوبل نگو که وینسنت چرچیل هم گرفته! (به قول رادیو لندن چرچیل با ادبیات چه کار داشت؟؟!!)
و ایضا “نی پول” نویسنده اهل ترینیداد و توباگو ! فکر می کنی چرا؟
به خاطر اینکه ضد اسلام است و حرفهایی را در مراسم جایزه نوبل 2000 می زند که به درد آنها می خورد!
اینهایی که گفتم همه اش نقل از رادیو لندن بود! من اون موقع ها خیلی روشنفکر بودم ! همه اینها مسائل جایزه نوبل را از برنامه رادیو لندن برایت گفتم تا بدانی خبری نیست! کلا کثافت کاری است !
5 اردیبهشت 89 at 22:54
اگر خواستی بگو تا برایت سیاست دهای جمهوری اسلامی را هم در این سی ساله نقد کنم تا بدانی که چه دولتی و چگونه ملت را سرگرم کرد و از صدور انقلاب و حتی حفظ انقلاب بازداشت. حال آنکه امریکا “صدور دموکراسی” می کند و ما نباید “صدور انقلاب” کنیم!
می بینی چقدر روشنفکران ما ترسو و خودباخته اند!
خودشان در فرانسه سه بار انقلاب کرده اند، هر سه بار هم به دیکتاتوری منتهی شده است، صدها جنگ و میلیونها کشته در فرانسه داده اند و 6 بار جمهوری فرانسه را برپا کرده اند تا علم دموکراسی و لیبرالیزم (که کنار هم نهادن ایندو کلا تناقض است و بگذریم)برافراشته بماند و پس از 220 سال تازه یک “جمهوری دیکتاتوری حزب راست گرا” ایجاد کرده اند که سارکوزی به مانکن پروری بپردازد و به اسم دموکراسی ملت و کارگران بی کار شده را فراموش کند!
خودشان اینهمه هزینه داده اند و اینهمه قتل و کشتار دسته جمعی به نام انقلاب دموکراتیک در فرانسه کرده اند، اما به ما یک فرصت سی ساله هم برای تثبیت انقلاب نمی دهند! و آقای دکتر سروش “انقلاب” را “چاه کندن” می داند، حال آنکه لیبرال دموکراسی مورد علاقه او 220 سال است که چاه کنده (از 1789 تا کنون) و هنوز هم پر نشده ! چه طور لیبرالیزم با این همه هزینه و جنایتی که برای بقایش هزینه شده، نسخه صحیحی است و انقلاب اسلامی نه؟ جالب اینکه ایشان فقط 10 سال به انقلاب اسلامی فرصت عملی دادند و از سال 68 یک هو از انقلاب اسلامی دلسرد شدند!
بگذریم.. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
5 اردیبهشت 89 at 23:08
متاسفانه ما هنوز نتونستيم دست از اين فرهنگ نق زدن برداريم.از آقاي عليرضا بايد پرسيد انصافا وضع اقتصادي پيشرفت نكرده؟كافي فقط به خاطرات بزرگ ترها گوش كنيم اونوقت است كه متوجه پيشرفت اقتصادي هم ميشويم . بله بايد از آمريكا تشكركرد بابت حمايت از صدام . از آمريكا بايد تشكر كرد بابت تحريم هاي ايران . و بالاخره از آمريكا بايد تشكر كرد بابت تهديد حمله ي اتمي
5 اردیبهشت 89 at 23:32
alireza
فقر فقر است برای مردم فقیر مهم این است که فقیرند. این دسته بندی شما در باره جدایی مردم از دولت لزوما همیشه همه موارد را همپوشانی نمیکند. آیا شما معتقدید دولتی که به راحتی مردم خود را در خیابان ها میزند می کشد و در زندانها و خوابگاه های دانشجویی کارهایی انجام میدهد که از آنها باید به خدا پناه برد همراه مردم است؟! کلا یکی از معایب قدرت همین است که بعد از مدتی از مردم خود دور می شوی و چندی دیگر برای حفظ قدرت حاضری مردو خود را هم فدا کنی.و صحبت شما در مورد نقش مردم ایران در انتخاب مجلس و کابینه جای بسی شک و شبه است. نظارت استصوابی یک اشکال بزرگ به آن. در ایران چه کسی میتواند یک مدیر فاسد را محاکمه نماید؟ اگر محاکمه ای هم بوده صرفا تسویه حساب های جناحی بوده پس میبینید فرقی بین کمپانی شل و مدیران فاسد در این زمینه نیست؟
بنده منکر پیشرفت های نظامی و هسته ای نیستم بلکه منظور این بود در کشوری که اکثر نخبگان آن به فکر رفتن به غرب هستند این پیشرفت ها حاصل کار نخبگان این کشور نیست! بلکه حاصل پول نفتی است که شما فکر میکنید دیگر کشور های غربی آن را چپاول نمیکنند! و من مسائل را جناحی نکردم من منظورم از ایرن امروز تمام این 30 سال است. و در زمینه پیشرفت آمریکا خوب است از کسانی که در این کشور زندگی میکتتد بپرسید چه چیزی باعث پیشرفت این گشور شده است. آیا میدانید بیشترین دانشجویان خارجی دانشگاه های امریکا چینی ، هندی و ایرانی هستند؟ چین و هند به تبع جمعیتشان طبیعی است ولی ایران چرا؟
5 اردیبهشت 89 at 23:52
alireza
شما بالاخره قبول دارید جمهوری اسلامی به نام امریکا مخالفان خود را بدنام میکند یا نه؟ و آیا معتقدید همه کسانی که با این حربه حذف شدند امریکایی بودند؟ این حرف دفاع از کسانی نیست که به آمریکا رفتند و …. بلکه این سیاست برای منتقدین سه راه ایجاد میکند. اول اینکه بپذیرند که تحت تاثیر امریکا و به طور کلی غربند و دوم سکوت کنند و انتقادی انجام ندهند سوم به چاپلوسی و ثنا گویی روی بیاورند. که در هر صورت این مطابق خواست حکومت است. و بسیار متاسفم که میگوید دانشجویید و از صحبت های حسین شریعتمداری و کیهان دفاع میکنید. نمی دانم دفاع آقای شریعتمداری را از خود در برابر شکایت شیرین عبادی که از کانال 4 ایران پخش شد را دیده اید یا نه که بیشتر به یک طنز تلخ شبیه بود.و کلا جمهوری اسلامی مهارت خاصی در تبدیل دوست به دشمن دارد. پس با تحلیل شما چون سه نفر از خبرگزاری فارس به غرب پناهنده شده اند این خبرگزاری غربی است!!
من هر چقدر فکر کردم که مطالب شما در مورد جایزه نوبل چه ارتباطی با حرف بنده داشت متوجه نشدم و در نتیجه جوابی برای آن ندارم.
6 اردیبهشت 89 at 00:11
alireza
در جواب منچ!!
متاسفانه این را نیز یاد نگرفته ایم که بدون توهین با اشخاص با آنها صحبت کنبم. اما در مورد سوالی که پرسیده اید. به نظر میرسد بهتر است این سوال اینگونه پرسیده شودکه ایران در این 30 سال چه پتانسیلی برای پیشرفت اقتصادی داشت و امروز تا چه حد از این پتانسل استفاده کرده است. شما خوب است از بزرگتر های اطراف خود بپرسید خانه دار شدن در گذشته ساده تر بود یا الان؟ خرید وسائل زندگی ساده تر بود یا الان؟ تهیه غذا ساده تر بود (گوشت و برنج و مواد اساسی) یا الان؟ و در این زمینه هایی که شما گفته اید باید از آمریکا تشکر کرد باید بگویم من نظر شما را قبول ندارم!
6 اردیبهشت 89 at 01:17
fff
khoshhalam ke keshvaram javanhaie darad ke hanooz ghalb va fekreshan be dor az tahajomhay farhangi baray ein mamlekat kar mikonad..
6 اردیبهشت 89 at 03:22
محمدرضا
“خدایا این کشور را از دروغ، دشمن و قحطی حفظ فرما.”
داریوش کبیر

باید بگم که دروغش که از همه مهمتره به شدت هست و انسان بمیره بهتر از اینه که توی چشماش نگاه کنن و توی تلوزیون و تریبونهای دیگه بهش دروغ بگن و خیلی ببخشید الاغ فرضش کنند. خیلی ممنون…

قضاوت درباره دشمن و قحطی اش هم که به نظرم اهمیت کمتری داره با خودتون.
حالا پیدا کنید کارتر را…!
6 اردیبهشت 89 at 06:34
سلام بر شما
متنی که نگاشتید حرف دل همه جوانان ایران زمین است.
موفق باشید
6 اردیبهشت 89 at 08:53
پاسخ به علیرضا:
1_ یادآوری می کنم مطلب من به این دلیل به جایزه نوبل رسید که خواستم به شما نشان دهم، جمهوری اسلامی، اپوزوسیون آبرومند ندارد. دلیلش هم همان دفاعیات حسین شریعتمداری که اتفاثا من هم دیدم!
من هم نوع استدلالات کیهانی را اولویت استدلالی خود قرار نمی دهم، یبدترین توصیفی که از کتابهای نیمه پنهان می شود کرد اینکه: چون آقای x ضد انقلاب است و دوستی دارد به نام آقای z، پس آقای z هم ضد انقلاب است،(اتفاقا خود شریعتمداری هم در دادگاه این نوع استدلال را رد کرد) اما راستش را بخواهی، حق با همان کتابهاست، به همان وبلاکگجی که گفتن سر بزن تا بفهمی آن وزر آب چه خبر است، اتفاقا نویسنده این وبلاگ هم جمهوری اسلامکی را قبول ندارد، اما امریکا را هم قبول ندارد!
7 اردیبهشت 89 at 02:40
ادامه پاسخ را بزودی در وبلاگم منتشر خواهم کرد. با نقد سیاست های دولتهای مستقر در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.
7 اردیبهشت 89 at 02:48
در جواب عليرضا.شما اين را هم بايد در نظر بگيريد ايران 8 سال جنگ زده بوده و هر روز جنگ سال ها كشور رو به عقب ميكشونه چه برسه به 8 سال. ما هنوز بايد خرابي هاي جنگ رو ترميم كنيم . ما تنها نبايد نخبگان كشور را كساني بدانيم كه از ايران ميروندو اين ظلمي است به دانشمنداني كه در اين كشور هستند و با تمام كاستي هايش به فكر پيشرفت آن هستند.و بين كساني كه به ساير كشورها ميروندعده اي كعبه ي آمالشان كشورهايي مثل آمريكاست و ايران برايشان فرقي نمي كند كه جمهوري اسلامي باشد چه شاهنشاهي.
تمام حرف من اينه كه هر كس بايد با اميد به آينده نگاه كنه و اينكه بپرسيم ما براي انقلاب چه كرديم نه اينكه انقلاب براي ما چه كرد.يادمان نرود ژاپن زماني قدرتمند شد كه تمام مردمش با هم به فكر پيشرفت افتادند حتي اگر چند دهه سختي كشيدند.
7 اردیبهشت 89 at 04:20
برادر جان شما اندکی هم به فکر فجایع یک سال گذشته که در ایران به وقوع پیوسته هم باشی بد نیست!!!
در ضمن جیمی کارتر به مراتب بهتر از ریگان بود
یکی از آثار سوء تسخیر سفارت آمریکا،روی کار آمدن جناح افراطی جمهوری خواهان به رهبری ریگان بود!!!
ای کاش در متن احساسی ات اندکی چاشنی تحلیل هم می گنجاندی
البته لطفا بنده را غرب گرا و حامی آمریکا و… ندان
مطلبی با عنوان “انرژی هسته ای حق مسلم ماست” دارم ببین و نظر بده
16 اردیبهشت 89 at 05:30
nc
مطلب احساس برانگیزی بود. موفق باشید.
5 خرداد 89 at 07:08